تبليغاتX
زادمهر_دلنوشته هاي حسن توكلي رودسري زاد مهر - پارس و پارسی،بهترین و ارزشمند ترین و بالاترین...

بانام خداوند مهر آفرین...  

 

به نام نامی مهرایران بزرگ...

دریای همیشه پارسی(خلیج همیشه پارس ایران بزرگ )

 

 همیشه پارسی بوده وهست و خواهد بود...

...درفشِ (پرچم ، نه )همیشه سرفراز ایران بزرگ !

...برای همیشه برافراشته ای...دردست مائی...

 

قلبقلبقلبفردوسی بزرگ!:

 

 درود بر تو همیشه ازآسمان و زمین...قلبقلب

 

به پیشگاه همیشه بلند و آسمانی فردوسی بزرگ:

 

زمینم رادرآغوش زمستان ــ

بهاری بهترازتونیست پنهان.

زباران خوش فردوسی پاک ــ

...بروی و سبزباش ای خاک ایران.

...سروده از:زادمهرپارسی ( حسن توکلی رودسری )

ایران بزرگ !:همچنان برپائی...  

...امارات و جمهوری (؟! ) من درآوردی و 

 دروغین آذربایجان کجا بودند؟

... روزگاران بلندی که خود،  همه ایران بزرگ بودند...

... و اینک عربده دروغ سر می دهند ...

...تفو بر تو ای چرخ گردون تفو... 

 

با درود و خوشامدگوئی به همه خوانندگان ارجمند و بافرهنگ.

به آگاهی می رساند همه سروده ها و نوشته ها و کارکردهای این پایگاه از فرزندی

ازاین آب و خاک آزاده و مرد پرور به نام حسن توکلی رودسری ــ کارشناس زبان و

ادبیات ارزشمند پارسی ــ می باشد که بانام سرایشگری ( شاعری ) زادمهر مهر آفرین

بیشتر ازدهها سال است که همچنان و پرتوان می سراید و می نویسد.

...کارکردهای این پایگاه در دست چاپ می باشد.از اینرو برداشت هر گونه ازسروده ها و

کارکردهای آن در دیگر پایگاههاو تارنماها ( وبلاگها ) و یا درهفته نامه ها و...بانام و یاد

نویسنده اش ( یاد ونام سراینده ونویسنده این پایگاه ) ایرادی  ندارد.

باسپاس ویژه از بزرگواریهای همه خوانندگان بافرهنگ و ارجمند

که گام بر دیده ام می نهند.

*********************************************************************

ای گوهر پارسی تو از خورشیدی. 

از پشت و نژاد گوهری جاویدی. 

دررشته زر چه بی کران می تابی ! 

ارزنده ترین دانه مرواریدی.

 

نژاد ارزنده و آزاده پارسی را بیشتر بشناسیم.

***************************************************************** 

(...تازه ترین کارمن در پایگاه زادمهر پرشین بلاگ که

 

سرانجام، کوردلان دشمن ایران( صدّامکهای درون کشور)

 

تاب نیاوردند....

 

و دراوج زبونی و خواری ،

 

درش رابه روی جوینده گان تشنه اش بستند.

 

...کوردلان دشمن زبون!( صدّامکهای درونی)

 

 بیشتر بمیرید و بسوزید.

 

...اگر اینجاراهم ببندید،

 

بهتر و بیشتر ازاین خواهم نوشت و خواهم گفت... )

********************************************************** 

پارس و پارسی :

 

 

 نمودهای ارزشمندی از آزاده گی و مردانگی در تاریخ

 

آنچه که در تاریخ به نام نژاد پارسی می شناسیم و امروز ازآن به نام فارسی

 

 

 یاد می شود، گروههای بزرگ و گسترده ای از آریائیان کهن بوده اند .همان آزاده گان و

 

 

 نژاده گان ( مردمی اصیل و نجیب ) که در مرزهای خاوری ایران کهن ( خراسان )

 

 

گسترده بوده و نخست به نام مادها در بخشهای میانی و  باختربه نام ماد راجیانا

 

 

( همدان ، ری ، اصفهان ) و ماد آتروپین ( درآتور پاتگان : آذربایجان ) ماندگار گردیدند. هر

 

چند گروهی اینان را در شمار پارسیان نمی دانند. بااین همه ازآنرو که زبان شان دارای نزدیکی

 

هایی باپارسی بوده است ، می توان آنان راگونه هایی از پارسیان کهن به شمار آورد. پس

 

 

ازناتوانی چیره گی اینان برسرزمین های زیردست ، زنجیره ای دیگر از همین گروه به

 

 

نام هخامنشیان روی کارآمدند که با خیزش ( قیام ) کوروش بزرگ آنچه که از دسترس و توانایی

 

 

مادها به دور بود ، به مرزهای سرزمین خود افزودند.چنین بود که پارسی نژادان درچهره ای

 

 

درخشانتر ازپیش درتاریخ نمودارگردیدندو به نام هخامنشیان، باآزاده مردی و مردانگی خود

 

 

پهنه گستره پارس رابیش از پیش به اوج بردند.واژه هخامنش به چم ( معنی ) نیک منش و

 

 

بزرگوار می باشد.زبان اینان همه پارسی  بود.آنچه که ازآن امروز به نام پارسی کهن

 

 

می شناسیم . پس ازدست درازی اسکند رگجستک به این پهنه پهناور و پس ازناتوانی

 

 

جانشینان او که به نام سلوکیان درتاریخ ایران بزرگ برای خود جای پایی بازکردند، گروه

 

دیگری از پارسیان به نام اشکانیان سرکارآمدندونام پارت که بازمانده زنجیره های

 

فرمانروایی پیشین بود ، ویژه اینان گردید. و اینان درتاریخ این مرزوبوم  به پارتها

 

 شناخته می شوند.دراین روزگار به استانهای هخامنشی درخراسان بزرگ کهن ، پارت

 

 

 می گفتند.همین واژه است که ازآن واژه های دیگری درروزگاران دیگر و در زبان گفتاری

 

 

مردم سرزمینهای دور و نزدیک برآمده است.گونه ای از آن درنمود واژه هایی چون :

 

 

پرتَوَ و پارث و پرثَوَه پدیدار گردیده و واژه پارس از اینجا تراویده که تازیان

 

 

 آن را در گونه دیگری چون : فارس و فُرس نموددادند. ( چون همانگونه

 

 

که می دانیم در گویش اینها واکه یاحرف پ نیست ).

 

 

درزبان هخامنشیان سراسرشیراز و سرزمیهای دردست پارسیان راپارسه می نامیدند و

 

 

پارسه گاد ( پاسارگاد ) واژه ای برآمده ازاین ریشه می باشد.همچنین ،به

 

 

مرزهای آبی خودباتازیان دریای پارس می گفتند . همان که اعراب در سده های دیگر

 

 

به نام الخلیج الفارسی شناختند.

 

 

...گونه ای دیگرازواژه پارس به یونان واروپا رفت و آنان در گویش خود این واژه را

 

 

به گونه پرس و پرشیا نموددادند که ازآن واژه ای چون  پرشن پدیدار شد.خوب

 

 

است بدانیم آشوریها درهمان روزگاری که پارتیان دراوج بودند، ازسرزمین آنان به نام

 

 

پارسوماش یاد می کرده اند.گونه ای دیگر از واژه پرثوه در چهره ای دیگر خود

 

 

را نموددادو به گونه پَرَهْوَه درآمد که ازآن درروزگاران دیگر در نمودهایی چون پلهو و

 

 

پهل و پهله و پَهْلَوْ پدیدار شد. وواژه پهلوی ازهمین ریشه برآمده که به چم

 

 

( معنی ) شیر مرد و مرددلیر  و دلاور می باشد.ازآن رو که پارتیان ( پارسیان ) همه

 

 

دلیر و دلاور بوده و برای پاسداشت ناموس و سرزمین خود تا پای جان می جنگیدند.چنانکه

 

 

 درجهان به آوازه ای بلنددست یافته اند و رزم وجنگ مردانه آنان برای پاسداشت جان وناموس

 

 

زن و فرزند و مردم خود و نگهداشت خاک آسمانی ایران بزرگ پارسی به جنگهای پارتیزان

 

 

شناخته شد و پارتیزان ، نامی اروپائی (...و رمی ) بود که درفرهنگها آن راواژه ای ازفرانسه

 

دانسته اند.به هرروی،ازسرافرازیهای همیشه زنده و بزرگ ایرانیان بزرگ پارسی اینکه

 

درهزاره های روزگارچنین بوده اند و به دلاوری و جنگ و رزم مردانه درراه خاک و جان میهن

 

و فرزندان خویش نام آور بوده اند.چنین بود که رزم پرتوان آنان درجهان به جنگهای پارتیزان

 

 

نامبردارگشت .همان که درروزگاران دیگر دراروپای پیشرفته(؟!)روش نوین جنگی شد و

 

 

درجنگهای یکم(اول) و دوم جهانی ،بهترین شیوه رزم و نبرد اروپائیان بوده و درهمه جاآوازه

 

 

 داشته چنانکه نمایشها(فیلمهای)برجای مانده ازآن روزگار بهترین گواه سرافرازی ایرانیان

 

 

بزرگ پارسی بوده وهست.بنیادگذای رچنین رزم مردانه ای به سورنا(سورن)—سرداردلاور

 

 

اشکانی –برمی گردد که باسپاه دلیرخویش شیوده جنگهای نوین جنگ و

 

 

گریز(نامنظم)رادربرابرلشکرکراسوس—سرداررمی—پدیدآوردوبدینگونه  تودهنی کوبنده ای به

 

 

دشمن گستاخ(رم)شدکه دیگرهوای دست درازی به مرزهای ایران همیشه بزرگ پارسی

 

 

رادرسرنپروراند .(...واوج مردانگی و دلاوری ایرانیان بزرگ پارسی رادرهمین جنگ هشت

 

 

 ساله آن نامرد نابکار(صدام) همه جهان به روشنی به چشم دیدند).درباره سورنای بزرگ

 

 

درکارهای آینده این پایگاه خواهم نوشت.سورنای بزرگ پارسی چنین کرد که جهانشاهی رم

 

 

دیگربه این آب و خاک دست درازی نکند و همه ایران بزرگ پارسی همان ایران بزرگ پارسی

 

 

باشد و چنین شدکه ارمنستان که همیشه ایران بزرگ پارسی بوده و هست،به جگرایران

 

 

پیوندزده شود و...زیبااینکه بدانیم پسر این دلاوربزرگ پارسی را همان رستم بزرگ شاهنامه

 

 

 

ارزشمند فردوسی بزرگ دانسته اند.پسرش که درمردانگی

 

 

و دلاوری ازپدر چیزی کم نداشت.وچنین بودکه ایرانی بزرگ به  پارت و پارس نامبردارگردیده

 

 

همان که چنانکه دیدیم به گونه پهلو وپهلوی درآمده وواژه پهلوان ازاینجا به نمود رسیدکه

 

نموددیگری از ریشه واژه ارزشمند پارس و پارسی

 

 

می باشدو تازیها (عربهای بیابانی  ) ازاین واژه به گونه فهل و فهلیان درزبان خود

 

 

کاربرددادندو ترانه های بومی لری ( آریایی نژاده (اصیل) )را به نام فهلویه و

 

 

فهلویات شناختند.

 

 

برنامها ( صفات ) ارزنده ای چون : پهلوانی برآمده از همین واژه ارزشمند

 

 

می باشد.درشاهکاربزرگ شاهنامه ارزشمند فردوسی بزرگ ، همه تاریخ پهلوانی ها و

 

 

مردانگی های پارسیان با دشمن بداندیش بیرونیست که پی در پی به مرزهای آباد سرزمین

 

 

پهناور ایران دست درازی می کردند.دراینجا شاید پرسشی به اندیشه نمود کند که چرانام این

 

 

سرزمین ، به جای نام پارسی ، ایران شد. پاسخ این است که همین پارسیان ،چنانکه گفته شد

 

 

گروههای گسترده ای از همین آزاده مردان ( آریائیان ) بوده اندو نامگذاری ایران ( سرزمین

 

 

آریا) به جای سرزمین پارسیان ازاینروست که پارسیان ازریشه نژادی به نام آریا برآمده اند .

 

 

 

... و چنین است که من سروده ام :

 

 

ای گوهر پارسی تو از خورشیدی.

 

 

از پشت و نژاد گوهری جاویدی.

 

 

دررشته زر چه بی کران می تابی !

 

 

ارزنده ترین دانه مرواریدی.

***************************

 Image hosted by allyoucanupload.com

بهتراست بدانیم: 

در زبان و فرهنگ مغولی : به برادربزرگتر ( داداش ) آقا می گفتند و به خان  

خود خانم .چگونه است که درزبان و فرهنگ بزرگ مردم بافرهنگ ما چنین

واژه های بی بنیاد و بی سر وتهی ، جایی برای خوددربزرگداشت زن و مرد باز

کرده است،چه بگویم...؟؟؟ 

بجای آنهاواژه های ارزشمند بانو ( بجای خانم ) و سرور یا گرامی یا بزرگوار

را ( بجای آقا )  بکار ببریم .

 

....و بیشتر ازاین به زبان و فرهنگ والا و بی همتای خودآسیب و زیان وستم

نرسانیم.

 بدترازآن واژه پرچم که بیابانگردان بی فرهنگ مغولی غز به آرایشهایی که از 

 دم گاو بر نیزه خود می بستند ،بکارمی بردند.چگونه است بجای واژه زیبای

درفش از چنین واژه بی بنیاد وپوچی در نشان ارزشمند میهن بکارگرفته می

شود، خدامی داند...

*********************************************************************

پان ترک و پان عرب و هر دشمن دست درازکننده ( متجاوز ) به

میهن بزرگ ،

ایران بزرگم را چنین می بینم :

+ نوشته شده سراینده شعر : حسن توكلي رودسری در چهارشنبه دهم تیر 1388 و |
>
بدون سانسور| کدهای موزیک