تبليغاتX
زادمهر_دلنوشته هاي حسن توكلي رودسري زاد مهر - فریادی که هرگز خاموش نخواهد شد...

 بانام خداوند مهر آفرین...

 

به نام نامی مهرایران بزرگ...

...درفشِ (پرچم ، نه )همیشه سرفراز ایران بزرگ !

...برای همیشه برافراشته ای...دردست مائی...

  قلبقلبقلبفردوسی بزرگ!:

 درود بر تو همیشه ازآسمان و زمین...قلبقلب

به پیشگاه همیشه آسمانی و بلند فردوسی بزرگ:

ای سبزترازبهارمن ای ایران.

ای شادی روزگارمن ای ایرن.

درریشه ی تو بهارمن می روید.

ای سایه ی مانده گار من ای ایران.

...سروده از:زادمهرپارسی ( حسن توکلی رودسری )

ایران بزرگ !:همچنان برپائی...  

...امارات و جمهوری (؟! ) من درآوردی و 

 دروغین آذربایجان کجا بودند؟

... روزگاران بلندی که خود،  همه ایران بزرگ بودند...

... و اینک عربده دروغ سر می دهند ...

...تفو بر تو ای چرخ گردون تفو... 

 

*********************************************************************

 

...فریادی که هر گز خاموش نمی شود...

. ..درددلی با دریابنده گان...(آنانکه دانایند و

در می یابند...)

...هان !دشمنان کوردل ایران بزرگ،

 

اگرهزاربارپایگاهم را(چون زادمهردرپرشین بلاگ)ببندید،

 

من همچنان می سرایم.من پرتوان فریاد می کشم....من از دل روزگاری تاریک ،

 خورشید می فروزم.

 

من بازهم می آیم ...

 

من همچنان خواهم بود...

 

هان ! دشمنان کور! بیائید و خونم رابریزید...بیائید پاره پاره ام کنید...بیائید رگ رگ

 

زندگی ام را با تیغ ببرید...بیائید چون کشته سرافراز پهنه مردی و مردانگی ( عین القضات

 

همدانی ) شمع سوزم کنید...بیائید مرا بکشید...

 

این راپیش از هرچیزبدانید که از هر چکه خونم خورشید های بی کران زادمهر

 

خواهند روئید و هر تکه تنم بن مایه نیرومند ساختار آسمان برافراشته ایران

 

خواهد شد...هان ! ای مرگ...من هرگز از تو نهراسیده ام که باتو همزاد و همراه

 

و همیشه باتو همراز بوده ام.چراازتو بترسم؟ ... تو هربار بیائی ، من آماده

 

ترینم.من هرگز از تو نمی ترسم.برای من همین بهترین ووالاترین که تازنده ام و

 

تابه تو نرسیده ام،همچنان بگویم و بسرایم و...و آنگاه که تورادربرگیرم ، آسوده

 

خواهم بود.باتو آسوده خواهم خفت و درنمایش خواب ، بیدارترینم و بی تابترین

 

و تشنه ترین گلوئی که همچنان نستوه از جانی همچنان توفانی فریاد می زند، می

 

غرد، می خروشد،می جوشد و...ومن زنده ترینم که در نیروئی بی پایان سربه

 

بی کرانهای آسمانها فراز کرده خیزشی دیگر به جان خاکیان و آسمانیان

 

 می افکنم که :

 

زنده وپاینده باد ایران بزرگ پارسی ...

 

...و همچنان ازنای و گلوئی آماده تر و زنده تر و پاینده تر ازپیش تشنه و

 

بی تاب چنین لرزه برجان خاکیان وآسمانیان خواهم بود که :

 

ایران...گریهگریهگریهگریهگریهگریهگریهگریهگریهگریهگریهگریهگریهگریهگریه

ایران...گریهگریهگریهگریهگریهگریهگریهگریهگریهگریهگریهگریهگریهگریهگریه

ایران بزرگ... گریهگریهگریهگریهگریهگریهگریهگریهگریه  

 

...فریادی که هرگزخاموش نخواهدشد...

 

...هان! دشمنان کوردل!

 

...بازهم پایگاهم رابه گناه بی گناهی ببندید...

 

...به کوری چشم شماکوردلان من همچنان می آیم.

 

من پرتوان می سرایم...

 

من بی پایان می نویسم...

 

من تااوج بردلهای مرده و تاریک تان فریادی لرزه براندازم...

 

...من هستم برای همیشه ایران بزرگ ومردم بزرگ پارسی نازنینش... 

 

 *********************************************************

...و چنین است فریاد من از گلوئی همچنان بی پایان:

 

( هربار که به شهرستان می روم ، گهگاه سری به کرانه

 

دریازده خروش لرزه برافکن دریارابا خود همراه و همراز

 

دیده بااوراز می گویم و این سروده یکی از آنهاست که

 

درآغازروز ( صبح )١٣فروردین ماه ١٣٧١خورشیدی در

 

کرانه دریای رودسر سروده ام

و گزیده هائی ازآن پیشکش شما نازنینان می شود:)

...رازی با بی کرانه ی دریا...

...به آنانی که درروزگاری چنین سرد و مرده و خاموش ،

فریاد و درخاموشی دریای  روزگار ،همچنان توفانی اند...

تشنه ام درین صحرا.جستجوی من دریا.

ماهیم . درین خشکی آرزوی من دریا.

سینه ام که رازی از بی کرانه گی دارد،

_ بی کرانه ام با تو.گفتگوی من دریا.

من گلوی خونین این زمانه ی زخمی.

می خروشد از خشمی در گلوی من دریا.

درسکوت این ساحل ،لحظه های توفانیست.

من کرانه ی توفان.روبه سوی من دریا.

دردل تو بی پایان رازهای توفانیست.

بازکن زراز خوددربه روی من دریا!

من هزاره ی توفان ،نسل آب و امواجم.

آشنای من موج و رنگ و بوی من دریا.

Image hosted by allyoucanupload.com

بهتراست بدانیم: 

در زبان و فرهنگ مغولی : به برادربزرگتر ( داداش ) آقا می گفتند و به خان  

خود خانم .چگونه است که درزبان و فرهنگ بزرگ مردم بافرهنگ ما چنین

واژه های بی بنیاد و بی سر وتهی ، جایی برای خوددربزرگداشت زن و مرد باز

کرده است،چه بگویم...؟؟؟ 

بجای آنهاواژه های ارزشمند بانو ( بجای خانم ) و سرور یا گرامی یا بزرگوار

را ( بجای آقا )  بکار ببریم .

 

....و بیشتر ازاین به زبان و فرهنگ والا و بی همتای خودآسیب و زیان وستم

نرسانیم.

 بدترازآن واژه پرچم که بیابانگردان بی فرهنگ مغولی غز به آرایشهایی که از 

 دم گاو بر نیزه خود می بستند ،بکارمی بردند.چگونه است بجای واژه زیبای

درفش از چنین واژه بی بنیاد وپوچی در نشان ارزشمند میهن بکارگرفته می

شود، خدامی داند...

*********************************************************************

پان ترک و پان عرب و هر دشمن دست درازکننده ( متجاوز ) به

میهن بزرگ ،

ایران بزرگم را چنین می بینم :

+ نوشته شده سراینده شعر : حسن توكلي رودسری در یکشنبه هفتم تیر 1388 و |
>
بدون سانسور| کدهای موزیک