![]()
![]()
با نام خداوند مهر آفرین...
به نام نامی مهر...![]()
![]()
![]()

فردوسی بزرگ !:
درود بر تو که خوبی .همیشه بر تو درود...

به : پشیگاه بلند و آسمانی فردوسی بزرگ :
ازریشه ی شاهنامه ات می روئیم.
بایاد تو جاودانگی می بوئیم.
درسایه ی اوج تو بلندیم و چه خوش ــ
تااوج ، بلند و بی کران می روئیم!
...ما نسل آفتابیم . فرزند شاهنامه.
خورشید ما فروزی تا بی نشانه روشن.
...سروده از : زادمهر پارسی ( حسن توکلی رودسری )
ایران بزرگ !:همچنان برپائی...
...امارات و جمهوری (؟! ) من درآوردی و دروغین آذربایجان کجا بودند
... روزگاران بلندی که خود، همه ایران بزرگ بودند...
... و اینک عربده دروغ سر می دهند ...![]()
![]()
![]()
...تفو بر تو ای چرخ گردون تفو...![]()
![]()
![]()

![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
با درود و خوشامدگوئی به همه خوانندگان ارجمند و بافرهنگ.
به آگاهی می رساند همه سروده ها و نوشته ها و کارکردهای این پایگاه از فرزندی
ازاین آب و خاک آزاده و مرد پرور به نام حسن توکلی رودسری ــ کارشناس زبان و
ادبیات ارزشمند پارسی ــ می باشد که بانام سرایشگری ( شاعری ) زادمهر مهر آفرین
بیشتر از پانزده سال است که همچنان و پرتوان می سراید و می نویسد.
...کارکردهای این پایگاه در دست چاپ می باشد.از اینرو برداشت هر گونه ازسروده ها و
کارکردهای آن در دیگر پایگاههاو تارنماها ( وبلاگها ) و یا درهفته نامه ها و...بانام و یاد
نویسنده اش ( یاد ونام سراینده ونویسنده این پایگاه ) ایرادی ندارد.
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
باسپاس ویژه از بزرگواریهای همه خوانندگان بافرهنگ و ارجمند
که گام بر دیده ام می نهند.

![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
پان ترک از خود هیچ ندارد و پوسته ای بی مغز است.
فرجام تلخ پان ترک ،دست و پازدن در لجن نادانی و خام اندیشی و مرداب شکست...
پان ترک از خود هیچ ندارد و دست و پا بسته زبون بیگانه دشمن است
وازاندیشه و هستی خود پایه ( مستقل )تهی است.چنین است که دست گدائی به خدایانی اهریمنی
دراز می کندودر برابر اندیشه و فرهنگ ، بیجا پای بر زمین می کوبد تاآنجا که زیر پایش گود
می شود و سرانجام، خود در چاله ای که برای خود کنده گرفتار می آید.چاله ای که درآمدن ازآن
دیگر نشدنی است.چنین است فرجام تلخ تهی مغزی ( تعصب ) پان ترک.
...نمونه ای از این پا بر زمین کوفتن ها ی بیجا وچاله کنی های این تهی مغزان بد فرجام را
در اینجا ببینید:
...که بگو مگوهای تندی است میان من و یکی از همین خام اندیشان از مایه تهی که در کار
پیشین روی نمود.این کاررابخوبی بخوانید و پی گیری بفرمائید تا به آنچه که از خامه خام
و ناتوان و سبک مغزی پان ترک در آنچه که می گوید و از او می تراود ( ازبد زبانی و دشنام
و...) و به ستونهای نااستوار و سستی که پشتوانه کرده است ، به اوج فرهنگ و اندیشه والای
(؟؟؟!!!) او بیشتر پی ببرید...که پان ترک خسی جز این نیست.
...پان ترک ، در چهره بند ( ماسک و نقابی ) به نام آذربایجان ( که خوددشمن خونی و پدر
مادری و سوگند خورده و جانی آذربایجان بوده و هست ) خود را می نمایاند و نخست با همه
توان به من توپیده و بی هیچ پیش درآمدی شلنگ اندازی می کند که :
فقط خواستم بگم ... ( ببخشید به جای دشنامها و کج دهنی های او برای بزرگداشت ایران
بزرگ و خوانندگان گرامی چند ... می گذارم ) و پان فارس که هر تورک آذربایجان را می بینی
فوری لقب پان تورک بهش میدی و تجزیه طلب میخوانی ما کسانی را که در مقابل مردم
آذربایجان ایستاده و بخواهند حق این ملت شریف راپایمال کنند دستشان را قطع خواهد کرد چه
فارس باشد چه بیگانه پس اگر فرهنگ داری و شعر سر به زیر شو و از فرهنگ دخمه پرستی
خود دفاع کن چون آذربایجان و مردمانش به قدمت تاریخ فرهنگ و روسوم دارند.
مهرزاد باشد نه نفرتزا
زنده باد تورک آذربایجان
زنده باد ایران با تمامی اقوامش
ایران تنها فارس نیست
...و پاسخ من :
...کی گفته ایران تنها فارس است ؟
... خاک بر سر تان ... پوزه تان به خاک و لجن مالیده شده...
بیشتر در لجن بدکاریهای خود فرو روید و دست و پا بزنید...
بمیرید...بسوزید...نمک پروردگان و گدایان مزدور بیگانه و دشمن جانی و کوردل هرچه فارس
و ترک و... وهمه ایران و هر ایرانی...
...خوب ، پوزه تان را مانند خداوندان اهریمنی تان ( چون صدام و ... )
به خاک و لجن مالیدیم...
...خاک بر سرتان...این شمائید که نفرتزائید نه ما...
... هیچ یک از مردم آزاده ترک و پارس و عرب و کرد و... درایران از بدکاریها و تبهکاریها و
سیهکاریهای تان دل خوشی ندارد و روزگار خوشی از شما ندیده...
... بروید و گور خود را در آخور انگلیس و آمریکا... گم کنید...بیش از این یاوه و دروغ سر
ندهید که دشمن کوردل هرچه ترک و پارس و عرب و... شمائید و این را همه می دانند...
... بیش از این در لجن و گنداب ناکامی های خود دست و پا نزنید و فرافکنی نکنید...
... من هم می گویم در ایران بزرگ ، همه ایرانی اند از پارسی و ترک و ....شما درکارهای من
مگر دشنام ( توهینی ) به مردم آزاده و بافرهنگ آذری می بینید؟ این راهم بدانید نیمی ( و
بیشتر )دوستان من از هم میهنان آذری هستند.واین دوستان نازنین همه به زبان ارزشمند
پارسی مهر و دوستی دارند.برایم ترانه های آذری می فرستند از دوستی ایران و زبان پارسی
و....که برخی از آنهارادرکارهای پیشین خود آورده ام.
شما اگر کارهای پیشین مرا خوانده باشید، در سروده هائی که خود سروده ام ، ازآذری های هم
میهن چگونه یاد کردم.نمونه آن :
به آذربایجان بزرگ که ایران بزرگ است :
در مردم آزاده ات هرگز بدی آئینه نیست.
درخون پاک آذری هرگز رگی از کینه نیست.
... خورشید آذربایجان! بانام ایران خوش بتاب.
در پرتوی تا بی کران بر بام ایران خوش بتاب.
...من هرگز خشک مغز و تندرو ( متعصب ) نبوده و نیستم.می خواهم شما تاریخ را بیشتر
وبهتر بخوانید.می بینید که درکارهایم همه گواه ( سند ) تاریخی است.
ازخودم من درآوردی نمی گویم.
...می خواهم بگویم که دشمنان کوردل ما با برنامه شوم از هم گیسختگی و جدائی ما بانام پان
ترکیسم و پان عربیسم و برتری نژادی ( آپارتاید یا شونیزم) چگونه در تاریخ از سرزمین
گهرخیزما بهره برده و چه سان از مردم ما بهره کشی کرده اند.واینها جز از مزدوران
وابسته ای چون شماکه سر در آخور بیگانه دشمن داشته و دارند،
می توانسته است بر آید....؟؟؟
... درد مااینهاست که ریشه شان رابخشکانیم و این رابدانید که با دشمنی که به خانه تان دست
درازی می کند و جان وناموس تان را ( خدای ناکرده ) بر باد می دهد ، نمی توانید هرگز با
بوسه از او پذیرائی کنید که پاسخ سیلی ، سیلی است و نه چیز دیگر...
...اگر زبان و فرهنگ دررسته سرافرازیهای یک سرزمین نیست، پس چرا سرزمین هائی که در
پیشرفت دانش و فرهنگ ،خود را سری بر دیگران می دانند ، به آن ( زبان خود )
می نازند.عربها می پندارنند ما بهترین و زبان ما بهترین است و انگلیسی ها زبان خود را بیجا
جهانی کرده اندو...ما ...که به گواهی همه جهانیان شیرین ترین و ارزنده ترین زبان در
کارماست ( فارسی ) هرگز اندازه و ارزش زبان و خود را درنیافتیم ( ببخشید ندانستیم ) و چرا
بزرگان ما در کنارزبان عربی بیشتر به فارسی می نوشتند مانند فردوسی بزرگ و پور سینا
( ابن سینا ) و شیخ بهائی و مولوی و سعدی و ... از سرایندگان امروز ترک مانند شهریار همه
وهمه به زبان پارسی نوشتند و سرودندوبه آن سرافرازی می نمودند.
... و آنگاه یک ایرانی بزرگ ( از خوانندگان میهن دوست دلاور) همدل با من
و همه ایرانیان بزرگ چنین پاسخش می دهد که :
اذربایجان ایران فقط پارس نیست ولی پارسیان ایرانی هستند .
ایران یعنی کرد ،اذری ،پارس ، لر،بلوچ ، گیل ، تالش ، تات و ...
ما در برابر اذربایجان نیستیم و بلکه در کنار ان هستیم.
حق اذربایجان را شما ضایع میکنید با مزدوری برای بیگانگان.
آذربایجان را خوار نکنید.
آذربایجان را مزدور نکنید.
شمایید که شرافت ستار خان و بابک ایران پرست را لکه دار میکنید.
بدا به حال شما که دل انان از شما خون است.

...پان ترک چون نمی تواند از در بد زبانی و دشنام و دروغ با من درآویزد ،چهره بندی دیگر
به رو می بنند و این بار برآن است که گروههای دیگر هم میهن را زیان
( تهدید و خطر ) بپندارد و می پندارد که این کردها هستند که زیان و تهدید این سرزمینند نه ...
( برآن است که پان ترکها و نژادپرستانی چون خود را از میدان به دور کند تا بدکاریها و زیان
و دردسر اینان فراموش شود و زهی پندار پوچ )...و بار دیگر چون از این راه ( والبته با
پاسخهای کوبنده من و آن رستم دلاورمیهن ،آن میهن دوست بزرگ ایرانی )
کار به جائی نمی برد ،به زبان ارزشمند پارسی می تازد و دروغهائی راسرهم می کند
که هیچ پایگاه و گواه درست ( منطقی ) ندارد.
...می گوید : برپایه پژوهشهای ( البته "من درآوردی " ) کارآگاهان ( کدام کارآگاهان ؟ روشن
نیست ) ، زبان فارسی گویشی ( لهجه ای ) از عربی است.ببینید پندار پوچ پان ترکیسم چگونه
به بن بست رسیده و چون از خود هیچ ندارد، این چنین به دلقکبازی و بازیهای بچگانه ای
خنده دارروی آورده است و زبان ارزشمند پارسی که تازه سه واکه ( حرف ) از زبان تازی
( عربی ) بیشتر دارد ( پ و چ و ژ و گ )و اززبان ترکی هم در گونه آواشناسی ( فونیتیک ) و
هم در ساختار زبانشناسی و بافت زبانی وواکه های گفتاری بسی افزونی و برتری دارد،چگونه
می تواند شاخه ای از گویش تازی ( عربی ) باشد ؟نیازی به افزونگوئی نیست که بی پایگی
چنان پندار پوچی بر کودکان دبستانی هم آشکار است.به او گفتم پادشاه شما محمود غزنوی ،
پارسی را هنر و شکر می دانست و به سرایندگان ( شعرای ) درباری خوددستور داده بود که
در ستایش او به پارسی بسرایند که از بزرگترین اینان که نام شان در تاریخ ادبیات ایران و
جهان ماندگار شده است ، فرخی سیستانی و عنصری بلخی و عسجدی می باشند.
...به او گفتم در آنچه که می گوید ، اگر براستی چیزی می داند و در نوشتاری ( کتابی یا منبعی
تاریخی کهن که درستی آن برای همه اندیشمندان گواهی آشکار باشد ) خوانده است ، بیاورد که
در برابر ، آنچه که به گفته خودش از نوشته های تاریخی کهن آورد ، همه از یکصد سال پیش
به این سو بود که هرگز ارزش خواندن و پژوهش تاریخی ندارد.من نوشتار ( کتاب و گواه
تاریخی ) ده هزار سال پیش ایران بزرگ رابه گواهی می آوردم و او زندگی نامه بزرگان و
سرایندگان ( شاعران ) و نویسندگان ترک زبان را در صد سال پیش .![]()
![]()
...به هرروی ، پان ترک کور یاد شده در پایان جنگ نوشتاری خود بامن ـ که همانگونه که گفته
شددر بخش دیدگاهها ( نظرات ) کار پیشین ( پائینی ) آمده است ـ چون از خود هیچ نداشت ،
باردیگر چون آغاز نوشته های خود به ساختار نیمه ویران دشنام و کج زبانی پناه برد و هرچه
ازپندار شومش جوشید به من وهرچه ایران و ایرانی و پارسی پرتاب کرد ...
...البته اوج ناآگاهی ( بی سوادی ) او را در نوشتن واژه های بسیار ساده و روزمره پارسی ـ
که کودک دبستانی هم ازآن خنده اش می آید ـ مانند قاعده که قائده نوشته بود و...بسیار
نادرستی ها ( غلطهای ) نوشتاری و دستوری و گفتاری را که در پیامش موج می زند و نشان
از اوج آگاهی و دانائی (؟؟؟!!!)![]()
![]()
اواززبان گسترده و ارزنده پارسی دارد، بخوبی می
بینید.( ...وما آنهارا ندید گرفته ایم و به پای خداوندان اهریمنی او ریخته ایم.همانان که
اورادرآخور ش پرورش داده اند )
... واین است که به او وهمه پان ترکیستها که از خود هیچ بن مایه و پایه درست و ریشه ای
ندارند و پوسته ای بی مغزند ،چنین سروده ام :
( دراین سروده وسروده هائی چنین دیده ام از واژه مادر، مادر شناسنامه ای آنان نیست که
مادر انگلیس و روسیه این نابکاران است که اینان را در دامان پر فریب و آخور پرچرب و نرم
خود پرورش داده است )
در نشان تو دشمن ! ننگی از ستمکاریست.
راه و شیوه ات نامرد! همچنان بزهکاریست.
مادر تو در مرداب انگل ترا زائید.
زاده لجنزاری. پیشه ی تو خونخواریست.
تو زسوز کمبودی گر گرفته می سوزی.
در دل پلید تو درد مردم آزاریست.
در تباهی از آتش ریشه تو می سوزد.
بر گیاه تو گردی از خزان بیماریست.
در سرشت تو جاری خون مغز ضحاکست.
کارکردت اهریمن ! همچنان تبهکاریست.
توزبون شیطانی . پای بنده اهریمن.
زیر سایه شیطان کار تو دل آزاریست.
بر نشان مغز تو زخم مار ضحاکست.
بر سر تو هرلحظه چشم تشنه ی ماریست.
هستی تو ننگین و زیر چتر بد نامیست.
در نشان تو دشمن ! ننگی از ستمکاریست.
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
...به این پایگاه هم سر بزنید:
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()


