![]()
![]()
بانام خداوند مهرآفرین...
به نام نامی مهر...![]()
![]()
![]()
همیشه بر فردوسی بزرگ ، درود
... آنکه پدر ارجمند و آسمانی اندیشه و فرهنگ و تاریخ آسمانی ایران زمین است...

ایران بزرگ من !
تو همچنان بزرگی...
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
به آگاهی می رساند همه سروده ها و نوشته ها وکارهای این پایگاه
ازفرزندی از این آب وخاک مردپرور و آزاده به نام حسن توکلی رودسری ــ کارشناس زبان و
ادبیات ارزشمند پارسی ــ می باشدکه بانام سرایشگری ( شاعری ) زادمهر مهر آفرین
بیشتر از ۱۵ سال است که می سراید و می نویسد.
برداشت هر گونه ازکارهای این پایگاه ( ازسروده ها و... ) دردیگر پایگاههای اینترنتی و یا
درنشریه ها و...بانام سراینده و نویسنده اش ( یاد ونام نویسنده این پایگاه ) ایرادی ندارد.
باسپاس ازبزرگواریهای همه خوانندگان بافرهنگ و ارجمند که گام بر دیده ام می نهند.
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
بررسی کوتاهی از اوج ارزش والای زن در ایران باستان
از هزاره های پیش از تاریخ ، برای ایرانیان بزرگ، بزرگداشت پدر و مادر یک فرهنگ
همیشگی بود.درشاهکار ارزنده شاهنامه زنان بزرگ و سربلند ایرانی به آبروداری و پاکدامنی
نامبردار شده اند.که :
یکی گنج باشد پٌر،آکنده زن...
و خردمند و بادانش و ناز وشرم...
واینکه به گاه دست درازی دشمن ،همدوش مردان دلیران پهنه پیکارند و در مردانگی و
دلاوری از مردان چیزی کم ندارند :
سواران جنگی به روز نبرد ...
... این است سرافرازی ماایرانیان که از هزاره های پیش از تاریخ و درهمان روزگاری که
همسایگان دژخیم و بدنهاد ایران زمین ایران، ننگ دختر دار شدن را بر خود گناه می دانستند و
دختران بی گناه را زنده به گور می کردند و به ناموس و زن و دختر خود برای دستیابی به
هوسهای پوچ فروگذار نمی کردند ، برای زن پایگاهی بلند و درخور می جسته ایم و هرگز هنر
زن و دختر بودن را ننگ نمی دانستیم. چنین بود که جشن بزرگ اسپندار مزد برای زن و
بزرگداشت و ارج بلند او درایران باستان از آیئنهای همیشگی به شمار می رفت و چنین بود که
فرهنگ بزرگداشت مادر و پدر یک دستور آسمانی و دینی برای ایرانیان بوده است.
... هم اینک از سرافرازیهای ماایرانیان دراین راستا همین بس که به دینی پای بندیم که
اف به پدر و مادرگفتن راازسوی فرزند گناه بزرگی به شمار آورده است.
... و این زن است که مادر می شود .آنکه همیشه ستوده است...
... وآری ، دل لحظه ها برای مادر می تپد...
درباره مادر چه باید گفت...؟
کدام اندیشه و زبان را یارای آن است که بتواند گوشه ای از
نیکویی ها وبزرگی های مادررا برشمارد...
... با این همه دراوج شیفتگی به نیکی های مادر _ که بیرون از شمار است _
به اندیشه ای ناچیز چنین سروده ام :
... به مادر بسیار بزرگوار و بلند پایگاهم و همه مادران خوب این آب و خاک.
ای مهربان تر از ابر ، دلسوز تر زباران ،
از مهر ، همچنان بر این تشنه خوش بباران.
بر این زمین ببار ای اوج بلند رستن .
درخاک این بیابان تا اوج ، خوش برویان.
از این گلوی تشنه نام تو می تراود.
ای آرزوی چشمه ، تشنه تر از بیابان .
ای مادر از تو هرگز دلسوزتر ندیدم.
تو چشمه ای زمهری از چشمه سار باران.
پرواز تو که جایی تااوج بهترین است ،
_ هرگز نشان ندارد راهی به سوی پایان.
براین چرای تشنه زیبا ببار ای مهر.
ای مهربان تر از ابر ، دلسوزتر ز باران.
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
خوانندگان ارجمند و بزرگوار !
ترانه مرا به نام زن ، فرشته ی آسمانی
که هم اینک در بخش بایگانی نوشتارهای پیشین ( آرشیو موضوعی ) می باشد ، بخوانید.


