تبليغاتX
 پاینده ایران,مرگ بر وطن فروشان تجزیه طلب زاد مهر

 

بانام خداوند مهرآفرین...

 

به نام نامی مهر...

 

درود همیشه ازآسمان و زمین بر

 

 پدر ارجمند و آسمانی اندیشه و فرهنگ و زبان

 

 

وادبیات وتاریخ شکوهمند وآسمانی  ایران بزرگ :

 

 

فردوسی همیشه بزرگ و سرافراز.

 

 

 

 ایران بزرگ من !

 

 

تو همچنان بزرگی...

 

 

 

به آگاهی می رساند همه سروده ها و نوشته ها وکارهای این پایگاه

 

 ازفرزندی از این آب وخاک مردپرور و آزاده به نام حسن توکلی رودسری ــ کارشناس زبان و

 

ادبیات ارزشمند پارسی ــ می باشدکه بانام سرایشگری ( شاعری ) زادمهر مهر آفرین

 

بیشتر از ۱۵ سال است که می سراید و می نویسد.

 

برداشت هر گونه ازکارهای این پایگاه ( ازسروده ها و... ) دردیگر پایگاههای اینترنتی و یا

 

درنشریه ها و...بانام سراینده و نویسنده اش ( یاد ونام نویسنده این پایگاه ) ایرادی ندارد.

 

 

باسپاس ازبزرگواریهای همه خوانندگان بافرهنگ و ارجمند که گام بر دیده ام می نهند.

 

 

 

 

 

واژه های شوم خانم و آقا وپرچم و...وستم برزبان ارزشمند و گرانمایه پارسی

 

 

 

براستی ، کی می رسد واژه های شوم بیگانه که هم اینک فرهنگ گفتاری مردم بافرهنگ میهن ماست ،

 

در گورستان فراموشی به خاک سپرده شوند و دیگر یاد و نام و نشانی ازآنها بر جای نماند.از واژه هایی

 

که هم اینک هرلحظه به زبان آورده می شود و فرهنگ زبانی همه شده است ، واژه های خانم و آقاست.

 

که از پس صدهاسال پس از دست درازی بیابانگردان بی فرهنگ مغول براین سرزمین بافرهنگ همچنان

 

چون کرمی درون پیله میهن جا خوش کرده و مرده ریگ برجای مانده مشتی بیگانه متجاوز بی فرهنگ

 

 است. این واژه ها چنانکه می نمایاند هر گز بااندیشه و فرهنگ ریشه دارایرانی پیوند نداشته و ازآنچه که

 

     ازآنها درمعنای واژه گانی بر می آید ، آن نیست که دردیده مردم بافرهنگ ماست.برابر خانم امروزی درزبان

 

                  ارزشمند پارسی برنام ( عنوان ) زیبای بانو می باشد .و برابر برنام ( عنوان )آقا که امروز نامی برای بزرگداشت مرد

 

                می باشد ، واژه زیبای سرور بوده است.و این هردو گوهر واژه گانی پس از دست درازی بیابانگردان بی فرهنگ مغول

 

                      جای خودرا به واژه های شوم و بیگانه ای چون خانم و آقادادند. و درد بزرگتراینکه این هردو واژه چون ازبیگانه دشمنند ،

 

           ه   هرگز رسانایی و توانایی آن راندارند که هم اینک درزبان مردم ما ازآنها در بزرگداشت مرد وزن بکار گرفته می شود.

 

                       ب   به اینکه در زبان و فرهنگ مغولی به برادر بزرگتر ( داداش ) آقا می گفتند و به زن خان مغول ، خانم و چنانکه دیده می شود

 

                          ای   این هردو هرگزرسانایی بزرگداشت و برنام ( عنوانی ) برای بزرگداشت زن ومرد راندارند.چگونه است که ازپس گذشت سده ها

 

د  درزبان مردم ما یک فرهنگ شده ، خدا می داند.چگونه است که هم آنانی که بر سر ما تاختند و ناموس و جان

 

ه  هم میهنان نازنین مرابه ساده گی بر باددادند و ما هم اینک بی آنکه بدانیم ناخواسته واژه های زبان وادبیات

 

       ازاازمیان تهی آنان رابرای خود فرهنگ کنیم. باآنکه خود ، بهتر ووالاتر وارزشمند تر ازآنها رادرخود داشته باشیم.

 

        تاتتا تاکی ازخود فراموشی؟واژه شوم وبیگانه پرچم نیز همینگونه است. آنچه که  درتاریخ روشن است، این واژه پس از

 

          دسدد دست درازی بیابانگردان مغولی غز به سرزمینهای خاوری ( خراسان بزرگ کهن )درزبانهاراه یافته و پیش ازآن هرگز

 

   جججای پایی در گنجینه زبان و ادب پارسی نداشته است. کجای شاهنامه ارزشمند فردوسی بزرگ از واژه های خانم

 

        و آقا و پرچم نشان دارد؟چنین است که این واژه ( پرچم ) مانند واژه عراق از همان روزگاران دست درازی گروههای

 

          مغوممممغولی غز ( که سلجوقیان خود ، شاخه ای ازآنان بوده اند و ازروی ناتوانی فرمانروایان آن روزگارایران به ساده گی به

 

ایناایااین سرزمین زرخیز سرازیر شدند) اندک اندک زبان ارزشمند مردم بافرهنگ سرزمین مارابه خود آلوده ساخت.

 

همانگونه که بارهادرنوشته های پیشین گفته ام ،

 

  بهتر و زیباتر از واژه بیگانه پرچم درزبان ارزشمند پارسی واژه درفش می باشد که فردوسی بزرگ

 

پی درپی در شاهنامه ارزشمند آنرا بکار برده است.

 

 

... و این همه بیداد بر زبان ارزشمند و اندیشه وفرهنگ گرانمایه پارسی و...

 

... و مگر من سراینده ( شاعر ) می توانم از دردی چنین بزرگ ننالم و 

 

فریاد بر نیاورم؟؟؟؟؟....

 

... و چنین است که من سروده ام :

 

بیداد ...

 

شب ما خسته دل و زخمی بیدادست.

 

ــ همچنان از سوزی  تشنه فریادست.

 

ازگلوی شب ما موج خون می خیزد.

 

شب ما زنده ترین شِکوه ی بیدادست.

 

جنگل سرد زمان همچنان خاموشست.

 

خاک بیداری ما همچنان نازادست.

 

به چه دل خوش کردی ؟ ــ هرچه بود ازمارفت.

 

... دیگراززخم زمان زندگی بربادست.

 

تاکی اندیشه ی باغ ،سپر سوز خزان ؟

 

 دیگرازگل ، تنها حسرتی دریادست.

 

همچنان اززخمی شب ما می نالد.

 

شب ما خسته دل وزخمی بدادست.

 

 

یادآوری:

 

 

درباره کار تازه ننگ آور گوگل چندی پیش در پایگاه

 

 

خود چنانکه در بخش بایگانی نوشتارهای این پایگاه

 

(آرشیو موضوعی) می بینید ،

 

 

هم میهنان بزرگ را برای تودهنی به این دست و

 

 

پازدنهای زبونانه دشمنان کورفراخوانده ام.

 

 

هم میهنان بزرگ و ارجمند، دراین باره به

 

 

آرشیوموضوعی این پایگاه رویکرد فرمایند ودیدگاه

 

 

(موضوع) :تودهنی به اراجیف گوگل دررویگردانی

 

 

ازنام دریای همیشه پارس ایران به... بخوانند. 

 

 

 Image hosted by allyoucanupload.com

+ نوشته شده توسط سراینده شعر : حسن توكلي رودسری در چهارشنبه هشتم خرداد 1387 و ساعت |
 پاینده ایران,مرگ بر وطن فروشان تجزیه طلب