به آگاهی خوانندگان این پایگاه اینترنتی می رساند درپاسخ
کوردلانی
که باجفتک اندازیها
و دست وپازدنهای بیجا به این پایگاه آمده وبرآنند
که با شکلک درآوردنهای الکی
و شیطانی نگارنده این پایگاه
راازتراوش اندیشه ونوشتن بازدارند، نویسنده این وب سایت دست
به پدیداری وبنیاد پایگاههای اینترنتی دیگر وتازه ترزده ازاینرو
ازخوانندگان این پایگاه می خواهد به پایگاههای تازه دیگر اینترنتی
من که درزیرآمده است ، سربزنند :
www.khoonnevesht .iranblog.com
...همچنین پایگاهها و وب سایتهای دیگرازنویسنده درراهند .
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
حافظ
در
دادگاه زبان و ادب پارسی
به راستی این همه که گفتند حافظ بزرگ است و با
زبانی بالاتر از زمینیان سخن گفته( با صطلاح
لسان الغیب ) بوده و ... آیا اوهمان بود که این
همه درباره اش قلم فرسایی کرده اند ؟ تاکی
چشم خود را به روی راستی ها ببندیم و شب
تاریک راروز روشن بپنداریم ؟ ازبدبختی ماایرانیها
همیشه این بوده وهست که همواره ازکسانی
الگووقهرمان ساخته ایم که هرگز
درخور آن نبوده اند. به زبان بهتروروشن تر، اینکه
ماایرانیها همیشه ازالگوهای پوچ و میان تهی
وبی مغز ، قهرمان ونمونه وآرمان ساخته ایم و
زندگی وجامعه مان را
برهمان پندارهای بی پایه وپوچ بنیاد ساخته ایم و
این خود از بن مایه های بنیادین شکست
مادرزندگی و پیشرفت بوده وهست .
... به اینکه به جای الگوپروری ازیک چهره
ورویداد درست ، بیجاازچهره ها وپندارهای پوچی
که سرهم کرده ی پنداروخیالات وگمان ماست ،
مشتی قهرمان والگو
ساخته ایم بی آنکه بدانیم که چیست وبرای کیست
وچرا ؟؟؟؟
... آری ماهمیشه به جای قهرمان پروری ، همیشه
قهرمان سازی داشته ایم ...
بنگرید حافظ را که چگونه بیجا دروالاترین نشان
زبان وادبیات این مرزوبوم جاخوش کرد ( ودر اصل
کسانی دون مایه وبی مغز اورابدین پایه
نشاندندودیگران ازآنان دست بسته
الگوبرداری کردند )
حافظ درزبان وادبیات ارزشمند پارسی چه کار کرده
؟ چه راهی بازکرده ؟ به کجارسیده ؟ ووو
پایه ی کار واندیشه های او همان برساخته های
ازرشمند وپرمغز پیشینیان بوده و ازهمه گفته های
او تنها چند غزل که ازانگشتان دست فراترنمی رود
وهمانها تااندازه ای ازپیشینیان
بن مایه داشته است ،
ازسروده های باصطلاح ناب اوست
...اوکه این همه درگفته هایش متناقض ودرهم
برهم گفته وگروهی آنهارابراستادی اودرفن سخن
پنداشته اند ( وزهی خیال باطل و خام ) و
هرگزروشن نساخت که که بوده ودردرونش چه
می رفته ؟او که بن مایه های نغز وپرمغزاندیشه
های پیشینیان راگرفت و درمغزخودتزریق کرد وبه
گونه ای دیگربرساخت وازخود هیچ مایه ای
دراندیشه های تازه نگذاشت ، او که باآن همه
واژگان تازی وبیگانه بمانند سلف وخلف خود درآن
روزگارــ به دوراز
دامان پاک ِ
فردوسی بزرگ
ـــ زبان گرانمایه وارزشمند پارسی رابیش ازپیش
آلوده کرد ،
اوکه هرگزپیشاهنگ شیوه ای نودرزبان وادبیات
ارزشمند پارسی نشد وتکانی درادب پارسی نبود ،
بمانند بسیاری ازباصطلاح شاعران امروز چون :
پروین اعتصامی ها و
فروغ فرخّزادها و
احمد شاملوها و .... ــ
واو که ...
... چگونه می تواند به اوج برده شده وستوده
شود ... مگرازچند ناآگاه غافل ونادانی که برپایه ی
قانون واصل ایرانی چون او گفته و
مشتی ( ... )ازاوکلیشه براداری کرده اند ،
همان درسته پس :
حافظ بزرگ بوده ولسان الغیب و ... کمی مانده که
بگویند که ...

