تبليغاتX
زادمهر_دلنوشته هاي حسن توكلي رودسري زاد مهر

بانام خداوند مهر آفرین...  

 

به نام نامی مهرایران بزرگ...

فردوسی بزرگ !

 

درود بر تو که خوبی...همیشه بر تو درود...

 

...پارسی ، بهترین...

 

...پس،

 

بیائید پارسیگوی باشیم...

 

...بهتر است پیش ازهر پیشدرآمدی بدانیم که هرچه بر زبان ارزشمند و زیبا ی ستمدیده ی

پارسی آمده است ،بدتر و بیشتر از دشمن بیگانه بهره جو از خودیهابوده است.ازدرون خود

ما و ازآنهائی که به پنداروبرداشت ( نادرست )ما از ما بوده و برای ما بوده

اند.آنهائی که دردامان این آب و خاک نمکپرورپرورش یافته و نمک خوردند و

نمکدان شکستند...همانها که دررده محمد غزالی هاو ناصرخسروها و... دشمن

خونی و جان و آب و خاک مابوده اند و مزدور بیگانه بهره جوو...و دیدیم که

هیچ کاری از پیش نبردند و این آرزوی خام نابودی زبان و اندیشه و فرهنگ

ارزشمندمردم بزرگ ایران بزرگ پارسی درکنار دستور و برنامه و مزدوری به

دشمن را با خود به دوزخ همیشه گور خود بردند و تنها ننگ و نفرین ازخود

برجای گذاشتند...

...و امروزدستور کار و برنامه همیشه مان و آنچه که بردوش ماست چیست

؟...اینکه این زبان همیشه زنده و پویاراکه اندیشه و فرهنگی جاودانه و آسمانی

را تا بی کرانهای آسمانها پرواز داده است ، پاسدار و نگهبان باشیم.

...و این است که من می گویم :

بیائید پارسیگوی باشیم و بیش از این برپیکر زیبا و همیشه استوار ( ...و

ستمدیده ی ) پارسی آسیب نرسانیم.

...همه جهانیان از ترک و تازی و لاتین و... به ارزنده گی و شیرینی و اوج و

والائی این زبان ارزشمند و خودپایه گواهی دارند.

مگر نه اینکه اینهمه از تازی و ترک که براین سرزمین بزرگ اندیشه و فرهنگ

به زور شمشیر و خون ،چیره گی و فرمانروائی داشتند، دربرابر دژهمیشه برپای

زبان پرتوان و توانمند پارسی سر به خاک نهادند و باپوزه ای به گل و لجن

آلوده هرگز توان و یارائی آن رانداشتند که برگی از شاخه های همیشه سبز و

تناور بلند تر و استوارتر از سروهمیشه سبزش رازرد کنند و یا شاخه سبزی

ازآن را به زمین بریزند و دیواری از دژ همیشه براوجش را کج کنند.

...مگر نه اینکه هزاران سال است ( به گواه تاریخ، ده هزار سال ، بنگرید به

نوشتار ( کتاب ) ایرانشهر از کارهای سازمان دانش و فرهنگ ( علمی و

فرهنگی ) سازمان جهانی ( یونسکو ) و ده هزارسال تاریخ ایران از استاد

بزرگ ، عبدالعظیم رضائی ) زبان ارزشمند پارسی ، همچنان زبان کشوری

( رسمی ) کارشناسی ( علمی )ایران بزرگ بوده و هست؟

...مگر نه اینکه همه گروهها و نژادهای دست درازکننده ( از ترک و تازی )

هربار که به این سرزمین فرهنگ دست درازی کردند، همچنان زبان پارسی را

زبان کشوری برگزیدند و دردربارهای خود سراینده گان و نویسنده گان

پارسیگوی را بکار گرفتند و نمونه های آن در روزگار ،همه نام آورند و محمود

غزنوی آن ترک تندروی نژادپرست، پارسیگویانی چون فرخی سیستانی و

عنصری بلخی و عسجدی مروزی رادربار خود به نام شاهنشاهان سراینده

گان پذیرفت و همان محمود و پس از او مسعود و مودود غزنوی بزرگانی چون

ابونصر مشکان و ابوالفضل بیهقی را به پرده داری ( درزبان امروز ، دفتردار و

رئیس دفتر یا مدیر دبیرخانه و داننده و آگاه رازهای درباری یا ریاست دربار ) 

 برگزیدند که همه ی رازهای شاه و دربار و کشور دردست آنان باشد و کسانی

چون میکائیل حسنک نیشابوری و بوسهل زوزنی وخواجه نظام الملک و خواجه

رشیدالدین فضل الله همدانی و...از وزیران همین ترکان بیگانه بودند و ...واینها

همه ایرانی بزرگ پارسی و پارسیگوی بودند که درزبان و نوشتار و سرایش

پارسی دررسته نخست نام آوران بوده اند.

...و تازیان هرچه داشتند ( ودارند ) همه از اندیشه و هوش و فرهنگ و دانش

 پارسی بوده و هست.و آنگاه که به این سرزمین بزرگ پارسی گام گذاردند، پس

ازاندکی آشنائی بااندیشه و زبان مردم بزرگ پارسی این مرزوبوم  ، ازاندیشه

والای شان بهره برده و بیشتر وزیران خود راازایرانیان برمی گزیدند و

همسران شان بیشتر  پارسی بوده اند.چون پارسیان به زیبائی و شیرین گفتاری

 زبانزد بوده اند و داستان هزارویکشب شهرزاد و آن شاه تازی ( خلیفه

هارون ) نزد همه شناخته شده است.

...و اوج پیشرفت اسلام درایران بود و از ایرانیان بزرگ پارسی زبان و نیاز

این دین گسترده به زبانی چون پارسی ، بسیار بوده است.چنانکه با همین زبان

درست ( کامل ) و ارزشمند بود که اسلام به اوج پیشرفت رسید....

...چنین است که :

پارسی ، بهترین است.

***************************************************************

...پس،

...زنده و پاینده باد ایران بزرگ پارسی...

************************************

...و چنین است فریاد من ،سروده همیشه من :

 

از سبزترین درخت دل ریشه ی تست.

 

تاهست دلی دران دل اندیشه ی تست.

 

ای پارسی بلند پس،خوب بروی.

 

شادابی و سبزی و خوشی پیشه ی تست.

***********************************

 ...دنباله این کاررادر درکاردیگرمن بانام ناصرخسروپارسی و

مروارید)در(پارسی دری بخوانید).

 

*****************************

...چنانکه همیشه گفته و می گویم ،به کوری و سوز هرچه بیشتر دشمنان کوردل ایران بزرگ

پارسی و فردوسی بزرگ که  پایگاه ایران بزرگ پارسی(زادمهر)راتنها به گناه(؟!)ایراندوستی

درپرشن بلاگ بستند،پایگاه دل تپنده ایران بزرگ پارسی،برای همیشه زود به زود به روز

می شود...

...تا چشم دشمنان کوردل ایران بزرگ نازنین پارسی ما هرچه بیشتر بسوزد و کورتر شود...

 

...من مرد میدان جنگم...همچنان برای همیشه می جنگم ...

 

...به همه دشمنکهای ایران بزرگ :

 

مردانه کسی بایدکآیدبرما.

 

تومرد، نه ای مگردگِرد دَرِما.

 

داری سرما و گرنه دور ازبَرِماــ

 

مامرد،کَشیم و تونداری سَرِما.

 

...و این منم:

 

...مرد میدان جنگ...

 

...دشمنکهای کوردل !اگر مردید،بیائید. این منم:

Image hosted by allyoucanupload.com

+ نوشته شده سراینده شعر : حسن توكلي رودسری در دوشنبه بیست و نهم تیر 1388 و |

...به کوری چشم کوردلانی که

 

پایگاه همیشه زنده و بزرگ ایران بزرگ پارسی رادر پرشن بلاگ

 

تنهابه گناه(؟!)ایراندوستی به این نشانی بستند:

 

www.mehrafrin.persianblog.ir

....پایگاه دل تپنده ایران بزرگ پارسی،

 

زود به زود به روز می شود.

 

...دشمنان کوردل ایران بزرگ پارسی و فردوسی بزرگ !

 

ازاین پس بیشتر بسوزید و بمیرید... 

 

...من دراینجا بهتر می توانم کار کنم...

...اگراینجاراهم ببندید،همچنان خواهم آمد...

...اگرم درنگشائی ، زره بام برایم...

**********************************************************************

بانام خداوند مهر آفرین...  

 

به نام نامی مهرایران بزرگ...

 

 

درود همیشه ازآسمان و زمین بر  

 

 پدر ارجمند و آسمانی اندیشه و فرهنگ و زبان  

 

وادبیات وتاریخ شکوهمند وآسمانی  ایران بزرگ : 

 

فردوسی همیشه بزرگ و سرافراز.

به : پیشگاه همیشه بزرگ و بلند و آسمانی فردو سی بزرگ :

...ما نسل آفتابیم.فرزند شاهنامه.

خورشید ما فروزی تا بی نشانه روشن...

...سروده از :زادمهر پارسی ( حسن توکلی رودسری )  

*********************************************************************

 زبان همیشه ارزشمند و شیرین پارسی،

...بهترین و شیرینترین و کاراترین و ارزنده ترین...

چراواژه های پارسی؟

 وبرای چه سره سازی(پاکسازی بجای تصفیه تازی)زبان ارزشمند پارسی ازواژه های بیگانه؟

 مردم درروزگار به زبان وگفتار ،زنده اند وشناسه دارند وآنانی که زبان خودپایه ای (بجای

مستقل و خوداتکاءتازی )ندارند ،ازخود هیچ ندارند و زنده ای مرده اند و چنین است که

درروزگار ازخود نشان و جای پائی ندارند.دراین راستا مردمی زنده ترین و جاودانه ترینند که

 اززبانی پویا وخودجوش و خودپایه و خودزایا برخوردارباشند و درخود وازخود زبان وواژه

بسازند و به نام خود بهترین و بالاترین و دستورمند ترین(بجای واژه های تازی قاعده مند و

قانونمند)زبان و گفتاررادرروزگار بنمایانند و بدین برتری ووالائی ، خویش رادرجهان به نام

مردم بزرگی دارای زبان و گفتار که شناسنامه هرگروه و مردم بافرهنگ و پیشرفته و

اندیشمندمی باشد ،بشناسانند. و چنین است که چنین مردمی باچنین زبان خودپایه و خودجوش و

 زایا و خودزاینده هرگزدرروزگارفراموش نمی شوند و به نام زبان خودکه نامی برگرفته ازگروه

 نژادی و تبار خود آنان است،همچنان نام آوروبزرگ و زنده و فرهنگبخش وخودجوش واندیشه

 گستردرروزگاربرپاخواهندبود.وزبان همیشه ارزشمند و زیباودستورمند و ستوده

و شناسه دارپارسی چنین است.

باورکنید هرگزازروی خشکمغزی و تندروی در هواداری اززبان پارسی نمی گویم که آنچه ازآن

 بیشترازهمه دشمن می دانم و بیزارم ،همین خشکمغزی و تندروی بیش ازاندازه درهواداری

 گروه یا کس یا اندیشه و زبان و فرهنگ ویژه ایست.چگونه می شودکور بود؟چگونه باید

خورشیدرادرپس ابرنادیده گرفت؟...چگونه باید راست رادروغ پنداشت؟...چرابایددربه روی

راستیها ببندیم؟

...اینکه درهمه روزگار،زبان پارسی رابهترین و شیرینترین و زیباترین و شناسه دارترین

 زبانهای جهان دانسته اند،هیچ گمانی نیست.همه دشمنان سوگندخورده و کوردل ایران بزرگ

 ستمدیده ونازنین پارسی ماازتازی و ترک و مغول واروپائی و اسلاوی و...باآنهمه ستم و زخم

 ناجوانمردانه ونابرابرو کینه توزانه ای که باشلنگ اندازیهای بیجاوجفتک پراکنیهاودست

وپازدنهای بیهوده که برپیکر راست و تنومند این زبان توانمند و

نیرومندوگهربارونغزفروبردند،هرگزدرآن اندازه نبودند(...و توان و یارائی وکارائی آن

رانداشتند)که برگ سبزی ازپیکر همیشه سبزوبهاری وتنومندوسربه آسمان آن رابجنبانند.چه

برسد به اینکه برگی ازآن رافروریزند یا پیکرهمیشه استوار و برپایش رابتکانند.چه اینکه

درهمه روزگار وبه ویژه درسیاهه هائی که این دشمنان کوردل و سوگندخورده دراوج خودکامگی

 و خودسری وزوروستم بوده اند،زبان ارزشمند و دستورمند و شناسه دار وزیبای پارسی

همچنان بهترین وگویاترین ورساترین رسانه گفتاری و پیوند مردم بوده و به فرمان همینان

زبان کشوری(رسمی)مردم روزگار بوده است.هرچند شاه صفی صفوی درروزگارکوری برآن

شد که گویش(لهجه)ترکی رازبان کشوری (رسمی )مردم بزرگ ایران بزرگ پارسی کند،درگام

کورنخستین خودشکست خورد وچنین بود که همچنان زبان ارزشمند پارسی زبان نخستین مردم

 بزرگ ایران پارسی باشد.کدام زبان چنین پایدار و استواردرروزگاربرجای بوده است؟همه

زبانها همانهاکه روزگاری ،برای خود سری بوده وجهانی(بین المللی)بوده اند،همانندقبطی

(مصری کهن)وآرامی وسریانی و...دربرابریک نیروی زور وستم ناجوانمردانه ونابرابرازپای

 درآمده اند.

زبان ارزشمند پارسی  ،نه ازروی زورکه باآنهمه زوروستم نابرابروناجوانمردانه تازیان

خودسرو ستمگرونامرد،همچنان استوارترازپیش درروزگاربرجای ماند.چرا؟خردراست اندیش و

 اندیشه راست و دیده بینا به روشنی به این سخن و خرد راست گواهی می دهد که بن مایه های

 بی همتا و توانا و ریشه دار زبان پارسی چنین آن رادرسیاهه های کوری ازروزگاربدسروکج

 اندیش و نامرد ونامهربان ازآسیب وگزند دورداشته است.

...وچنین است که فردوسی بزرگ که خود همه خرد واندیشه و دانش وفرهنگ وبینش و دانائی

و توانائیست ، به نام نامی و بزرگ این زبان ارزشمند و بلندپایگاه زاده می شود.وبراستی اگر

 پیش ازآن بزرگ و شاهنامه همیشه بزرگ و ارزشمند وبی همتایش چنین زبانی نشانی

نداشت،آن بزرگ چگونه شاهکارتراوش مغزوخرد والای خویش (شاهنامه ارزشمند)رابه

جهانیان (...ونه تنهابه ایران بزرگ پارسی وایرانی بزرگ )پیشکش می کرد؟

...وزیباتروپرمغزتروارزشمند تراززبان پارسی کدام است؟...چنین بودکه فردوسی همیشه بزرگ

 و ارزشمند،شاهکار همیشه ارزنده وزیبای شاهنامه رابه پارسی نوشت.

...وچنین است که زبان ارزنده وگهربارپارسی مروارید(در)زبان (درزبان پیشینیان:درلفظ دری)

می شود و همچنان قند پارسی وکلک شکرریزبه شمارمی آید.    

 

...چنین است که مغز پربار و خرددرست اندیش فرمان می دهد که

 

همه جهان پارسیگوی باشند...نه تنها ایرانی...

 

...و چنین است سروده من ،فریاد همیشه من:

 

ای گوهرپارسی توازخورشیدی.

ازپشت و نژاد گوهری جاویدی.

دررشته زرچه بی کران می تابی!

ارزنده ترین دانه مرواریدی.

 

...ای گوهرپارسی توازخورشیدی...

 ************************************************

...کارآینده نویسنده این پایگاه را بااین دیدگاه که:

 

بیائید پارسیگوی باشیم،

 

بخوانید...

Image hosted by allyoucanupload.com

+ نوشته شده سراینده شعر : حسن توكلي رودسری در شنبه بیست و هفتم تیر 1388 و |

...به کوری چشم کوردلانی که

 

پایگاه همیشه زنده و بزرگ ایران بزرگ پارسی رادر پرشن بلاگ

 

تنهابه گناه(؟!)ایراندوستی به این نشانی بستند:

 

www.mehrafrin.persianblog.ir

....پایگاه دل تپنده ایران بزرگ پارسی،

 

زود به زود به روز می شود.

 

...دشمنان کوردل ایران بزرگ پارسی و فردوسی بزرگ !

 

ازاین پس بیشتر بسوزید و بمیرید... 

 

...من دراینجا بهتر می توانم کار کنم...

...اگراینجاراهم ببندید،همچنان خواهم آمد...

...اگرم درنگشائی ، زره بام برایم...

**********************************************************************

بانام خداوند مهر آفرین...  

 

به نام نامی مهرایران بزرگ...

...{{"درفشٍ "}}( پرچم ،نه) همیشه سرافرازو 

  آسمانی  ایران بزرگ ! 

...برای همیشه برافراشته ای...

 ...دردست مائی

درود همیشه ازآسمان و زمین بر  

 

 پدر ارجمند و آسمانی اندیشه و فرهنگ و زبان  

 

وادبیات وتاریخ شکوهمند وآسمانی  ایران بزرگ : 

 

فردوسی همیشه بزرگ و سرافراز.

به : پیشگاه همیشه بزرگ و بلند و آسمانی فردو سی بزرگ :

...ما نسل آفتابیم.فرزند شاهنامه.

خورشید ما فروزی تا بی نشانه روشن...

...سروده از :زادمهر پارسی ( حسن توکلی رودسری )  

ایران بزرگ !:همچنان برپائی...   

 

...امارات و جمهوری (؟! ) من درآوردی و  

 دروغین آذربایجان کجا بودند؟

... روزگاران بلندی که خود،  همه ایران بزرگ بودند...

... و اینک عربده دروغ سر می دهند ... 

...تفو بر تو ای چرخ گردون تفو...  

 

آفتاب خودفروزفرهنگ و زبان تابناک و بی همتای پارسی

برتارک اندیشه بیگانه

 

 

در پارسی ارزشمند باستان ( ...ودر اوستا ) به بازار  سوگ می گفته اند و تازیان ( عربها )

پس از آشنائی  با فرهنگ والای پارسیان، راه بازرگانی و چگونگی داد و ستد و فروش

کالاهای خویش را بدینگونه ( به شیوه ی بازاری ) آموختند و چون در گویش گفتاری خود

واج ( حرف ) گ را ندارند،این واژه را از پارسیان گرفتند و چنین بود که به بازار ، سوق

گفتند.زیبا اینکه ساخت دیگری از این واژه پارسی در اوستا بکاررفته است و آن واژه

سایاک می باشد.

در روزگاران دیگر آنگاه که جهانشاهی پارسی ساسانی برافتاد و دست اندازی و میدانداری

تازیان آغاز شد ، شیوه نگارش رمزنوشتاری به نام سیاق در برآورد بودجه های شهری و

کشوری پدید آمد که برگرفته از همان واژه سایاک پارسی اوستائی بوده و زیبا تر اینکه

گونه نگارش ( خط ) آن برگردانی اندک از همان نگارشی است که در اوستا می بینیم.( :

خط و زبان پارسی اوستائی ).چنانکه از روزگار سردمداری عمر تازی پسر خطاب  تا

فرمانروائی حجاج یوسف ( پیرامون سال 80پیغمبری )همه دیوانها ئی( اداراتی )که درکار

برآورد بودجه های شهری و کشوری سرزمینهای زیرچیره و سردمداری تازیان بودند

( دیوانهای مالیاتی و محاسباتی)و همه به پیروی از گونه کشورداری ایرانیان بزرگ پارسی

( باگفت وگوئی که عمر تازی با هرمزان اهوازی استاندار خوزستان انجام داد)پدید آمده

بودند، به زبان ارزشمند پارسی نگاشته می شد وکاربرد سرنامهای ( اصطلاحات و

عناوین ) شناسای دیوانی مانند دفتر فرد سیاق قلم و ...که به تازی ( عربی ) برگردانده شده

اند ،برآمده از ریشه ی واژه گان پارسی سره می باشد.

...در فتوح البلدان از بلاذری که دررسته نخستین نوشتارهای تاریخی در این باره می

باشد،سردیوان ( رئیس اداره ) بودجه های شهری در کوفه زادان فروخ پارسی بوده

است.اینکه چگونه شد کارکرد و زبان اینگونه دیوانها که از ایرانیان بزرگ و بافرهنگ

گرفته شده بود، از پارسی به تازی درآمد،باید گفت که در پیرامون سال 80صالح سیستانی

که از دانش آموختگان ایرانی دربند ( اسیر ) تازیان بوده است ، به پیشنهاد پشتوانه ای

( تشویقی ) به سیم و زر که از تازیان پیشکش نمود ، برآن شد که زبان گفتاری کارکرد

اینگونه دیوانها را درسرزمینهای تازی از پارسی به تازی برگرداند.بااینهمه هرگز نتوانست

در گونه نگارش دستورکار این دیوانها که برگرفته از نگارش اوستای ایرانیان پارسی است

، دستی ببرد.زادان فروخ پارسی را ( شاید ) به اینکه نتوانست ( ...ویا نمی خواست ) کاری

را که تازیان از صالح سیستانی خواسته بودند،انجام دهد، کشتندوازروزگار حجاج یوسف

ثقفی تازی ( سال 80) بود که گزارش بودجه های کشوری دیوانهای تازی از پارسی به

تازی درآمد و چنین شد که سایاک اوستائی ، درگویش عرب به گونه سیاق درآید و...

...چنانکه یاد شد گونه نگارش همه دیوانهای بررسی بودجه و بازرگانی کوفه ( ازروزگار

عمر تازی ) به زبان ارزشمند پارسی  بوده است که به این شیوه نوشتاری ( خط ) در ایران

پارسی ، امار دبیره ( پارسی _ اوستائی )می گفتند و صالح سیستانی به پشتوانه زر و

سیمی که تازیان به او پیشکش کردند،هرچند توانست گویش گفتاری و گونه ی کاربرد زبانی

کارکرد اینگونه دیوانهای تازی راازپارسی به تازی برگرداند،هرگز نتوانست در گونه

نوشتار ( خط ) آن اندک دگرگونی پدیدآورد و این اوج زبان آوری و

دانش و آگاهی ایرانیان بزرگ پارسی

 در زبان و ادب و آئین نگارش ( خط نویسی ) بوده است که بر پایه دانش

زبانشناسی چنین زبان و نوشتاری ( خطی ) بزرگ و بی مانند را پدید آورند که کسی نتواند

اندک دگرگونی در آن پدید آورد.

...دراین راستا زیباتر اینکه بدانیم به نوشته ابن ندیم تازی در الفهرست ( نوشته شده در

سال 377 پیغمبری )که به گفتاری از عبدالله پور (پسر)مقفع پارسی( مرگ در سال 144

پیغمبری )پارسیان دارای 9 گونه نوشتار ( خط ) بوده اند و آنها را بدین نامها می شناختند :

دین دفتریه ( دین دبیره ) ، ویش دبیریه( دارای 365 واج ( حروف الفبا )) ، کستج ( دارای

28 واج ) ، نیم کستج ( دارای 28 واج ) ، شاه دبیره ، نامه دبیره ، هام دبیره ، راز سهریه

( دارای ۴٠ واج ) ، داس سهریه ( دارای 24 واج ).    

و نوشتار ( کتاب ) التنبیه علی حدوث التصحیف از حمزه اصفهانی ( سده 4 پیغمبری ) در

این باره می گوید:

"...کتابت عربی یک نوع دارد و در آن تفنن نیست .

فقط خط قلمهای آن در حال تجوید وتعلیق ، تغییر می کند. ولی

کتابت فارسی متنوع است و دارای هفت فن می باشد که محمد موبد

معروف به ابوجعفر متوکلی ( 250 هجری ) ذکر کرده است ..."

...وآنگاه  از گونه های نوشتاری ( خط ) هفتگونه ی پارسیان بدینگونه یاد می کند:

آم دفیره ، کشته دفیره ، نیم کشته دفیره ، فرورده دفیره ، رازدفیره ، دین دفیره ، وسف دفیره

( ویسپ دبیره ).

...وآنگاه بدینگونه به گزارش ( توضیح ) آنها می پردازد:

"...آم دفیره ( دارای 28 واج یا حرف ): کتابت عامه است.

کشته دفیره : کتابت تغییر یافته است.

نیم کشته دفیره : کتابت نیم تغییر یافته است.

فرورده دفیره : کتابت رسائل است.

رازدفیره : کتابت راز و ترجمه است.

دین دفیره : کتابت دین است.

وسف دفیره :جامع الکتابات است .کتابتی بوده شامل لغات امم از روم و قبط و بربر و هند و

چین و ترک و نبط و عرب. کتابت عامه (آم دفیره ) از میان آنها با بیست و هشت قلم رسم

می شد و برای هر قلمی از آنها نام جداگانه ای بود . چنانکه گفته می شود در خط عربی و

خط تجاوید و خط تحریر و خط تعلیق ."

حمزه اصفهانی پس ازآن به گونه های نوشتاری گوناگونی که ایرانیان پارسی به دیوانهای

کشوری( دولتی ) می نوشتند،  می پردازد و می گوید:

"صناعت کتابت نامهای مختلفی داشته ملازم فنون طبقات اعمال و بیشتر آن نامها فراموش

شده و آنچه ازآنها به یاد مانده این است :

داددفیره ، شهرهماردفیره ، کده هماردفیره ، کنج هماردفیره ، آهرهماردفیره ، آتشان

هماردفیره ، روانکان هماردفیره.اماداذدفیره ، کتابت احکام و اقضیه است.شهرهماردفیره ، 

بیت الخراج است.کده هماردفیره ، کتابت حسابهای دارالملک است.کنج هماردفیره ، کتابت

خرائن است.آهرهماردفیره ، کتابت اصطبلات است.

آتشان هماردفیره ، کتابت حسابهای آتش است.روانکان هماردفیره ، کتابت وقفهاست".

...حمزه اصفهانی می گوید گذشته از همه اینها گونه های نوشتاری دیگری هم از پارسیان

بوده است که نامهای شان روشن نیست و در نوشتن آنها هفت گونه شیوه نگارش ( خط

نویسی )بکاربرده می شدهمچنانکه در زبان گفتاری خویش به پنج زبان سخن می

گفتند.شلمقانی گفته است : فارسیان گونه نوشتاری ( خط ) دیگری به نام عصا داشته اند.

مسعودی در التنبیه والاشراف که پیرامون سال 345پیغمبری نوشته شده است می گوید:

اوستای زرتشت دارای 60 واج ( حرف ) و آوا ( صوت ) می باشد که دین دبیره گفته می

شود.همچنین :

"...زردشت ، خط دیگری احداث کرد که ...آن را کسب دبیره یعنی خط کلی می گویند وبااین

خط ، لغات امم دیگر و صداهای حیوانات و طیور و غیره را می نویسند..."مسعودی این

گونه نوشتار ( خط ) را دارای 160 واج ( حرف ) می داند.وی همچنین می گوید :

"...فارسیان ، غیراز این دو خط که زردشت آن رااحداث کرد ، پنج خط دیگر دارند .برخی

از این خطها در آن کلمات نبطی داخل و در برخی داخل نمی شود."

درمروج الذهب مسعود هم اوستا دارای نوشتاریست به 60 واج که درزبانها ی دیگر چنین

دیده نمی شود.

...به هرروی ، شیوه نگارش ایرانیان بزرگ پارسی که دستور کار ( سرمشق ) سردمداران

تازی در بررسی بودجه های کشوری گردید و برگرفته از واژه ارزشمندی به پارسی بود ،

درروزگاران دیگر به همان نام ( سیاق برگرفته از سایاک پارسی اوستائی ) دردربار

پادشاهان ترک درایران همچنان کاربرد پیداکرد .چنانکه ترکان چینی سلجوقی برای بررسی

و برآورد و گزارش بودجه های شهری و خزانه ی کشوری خود از همان رمز نوشتار سیاق

کمک گرفتند که همانگونه که گفته شد ، این واژه خود ، برگردانی از واژه سوگ و سایاک

پارسی بوده که صالح سیستانی با دریافت مشتی زروسیم از تازیان آنها در گویش آنان به

گونه سوق و سیاق برگرداند و شماره گان ( اعداد ) این رمزنوشتاری را به همان شیوه

عربها درآورد و چون در سرزمینهای پارسی به روزگار سلجوقیان ، سردمداری گویش

تازی بوده است ، این واژه به همانگونه ی سیاق برجای ماند.این نوشتاررمزی همانگونه

که گفته شد، گونه ای برگردان ازنوشتاراوستائی بوده است و گونه نوشتار آن چنان است

که خواننده ای که اندک آشنائی باتاریخ نگارش و زبان داشته باشد، درمی یابد که اوستای

دیگری می خواند.

...این شیوه بررسی و برآورد و گزارش بودجه های شهری و خزانه ی کشوری به رمز

نوشتاری رمزآمیز که برگرفته از دستاوردهای اندیشه بزرگ و بی همتای ایرانیان بافرهنگ

پارسی می باشد،تاسال 1307خورشیدی _ که پایان سردمداری زور شاهان ناشایسته و

نادان  ترک مغولی قاجارمی باشد _ همچنان در سازمان ( نظام ) کشورداری سردمداران

بیگانه بکار گرفته می شدو دررسته بهترین و شایسته ترین و کارآمدترین برنامه های

کارآمد و کارگشای دولتی بود.

...زیباتراز همه اینها _ چنانکه بارها دراین پایگاه در کارهای پیشین یاد شده است _ بر

پایه پژوهشهای زبانشناسان ، نوشتار ( خط وواج یا حروف الفبای ) زبان اوستائی ،

بهترین و درست ترین ( کاملترین ) گونه واجهای ( حروف الفبای ) زبانهای جهان ( از کهنه

و نو ) است.

...دراین باره به دانشنامه بسیارارزشمند استاد بزرگ ،

 ذبیح بهروز به نام دبیره روی کرده شود.

...چنین است گوشه ای کوتاه و اندک از فرهنگبخشی اندیشه های همیشه بزرگ وسرافراز

و جاودانه ایرانیان بزرگ    و بافرهنگ ودانش پارسی به بیگانگانی که دربرابر ما همواره

زبانهاشان درازتر از دندانها و دهانهاشان بوده ...چنانکه هنوز هم دست از زبان درازی

برنمی دارند.

...واین است فروز همیشه آفتاب خودفروز فرهنگ هماره تابناک و درخشان پارسی بر

تارک اندیشه بیگانه.

 

...واین است فریاد من ، سروده ی من :

 

از سبزترین درخت دل ریشه تست.

 

تاهست دلی ، درآن دل اندیشه تست.

 

ای پارسی بلند پس خوب بروی.

 

شادابی و سبزی و خوشی پیشه تست.

 *****************************************************

یاد آوری:

 

آنها که می خواهند سروده های مرا در تارکده های شان بی

نام من بنویسند ( ...وبه زبانی بهتر ، به نام خود بزنند و

بدزدند)، پیش از هر چیز بدانند آنچه که از سروده هایم در

این پایگاه ( ...و برخی جاهای دیگر ) می آورم ، تنها پاره

هائی ( بیتهائی ) اندک ( نیمه پایان و ناتمام و ناقص )از

هریک از هرآنچه که سروده ام می باشد و به زبانی

روشنتر : همه سروده هائی که در اینجا می آورم ، گزیده

هائیست از پاره هایی ( بیتهایی )از سروده های من ( ...و نه

همه ی آنها ) و بالاتر و گویاتر از آن اینکه چنانکه می بینید

من نام سرایشگری ( تخلص شاعری ) خویش را _ که در

پایان همه و هریک از سروده هایم می آید _ دراینجا نمی

آورم تا پس از چاپ و آوازه ی همه گیر آنها آب گداخته ای

باشد بر یخ دروغ و نیرنگبازی پوچ و شوم شان.

 

...تاکنون پس از دهها سال در کار سرایشگری ( شاعری )

هزاران پاره ( بیت ) سروده ام ( جدا از سه هزار پاره

( بیتی ) که پاره کرده ام ) که در دو بخش ( کتاب ) سروده

های گوناگون ( چامه ها و جاودانه ها و... ) و سرایشهای

میهنی (درباره ایران بزرگ و نازنین ) جدا از هم سازمان

( تنظیم ) یافته اند.    

 

Image hosted by allyoucanupload.com

 ******************************

 

بهتراست بدانیم: 

در زبان و فرهنگ مغولی : به برادربزرگتر ( داداش ) آقا می گفتند و به خان  

خود خانم .چگونه است که درزبان و فرهنگ بزرگ مردم بافرهنگ ما چنین

واژه های بی بنیاد و بی سر وتهی ، جایی برای خوددربزرگداشت زن و مرد باز

کرده است،چه بگویم...؟؟؟ 

بجای آنهاواژه های ارزشمند بانو ( بجای خانم ) و سرور یا گرامی یا بزرگوار

را ( بجای آقا )  بکار ببریم .

 

....و بیشتر ازاین به زبان و فرهنگ والا و بی همتای خودآسیب و زیان وستم

نرسانیم.

 بدترازآن واژه پرچم که بیابانگردان بی فرهنگ مغولی غز به آرایشهایی که از 

 دم گاوبر نیزه خود می بستند ،بکارمی بردند.چگونه است بجای واژه زیبای

درفش از چنین واژه بی بنیاد وپوچی در نشان ارزشمند میهن بکارگرفته می

شود، خدامی داند...

  ************************************************************

  پان ترک و پان عرب و هر دشمن دست درازکننده ( متجاوز ) به  

میهن بزرگ ،

ایران بزرگم را چنین می بینم : 

+ نوشته شده سراینده شعر : حسن توكلي رودسری در سه شنبه بیست و سوم تیر 1388 و |
>
بدون سانسور| کدهای موزیک