تبليغاتX
زادمهر_دلنوشته هاي حسن توكلي رودسري زاد مهر

بانام خداوند مهرآفرین...

 

به نام نامی مهر...

 

 

 

 فردوسی بزرگ !:

 

درود بر تو همیشه ازآسمان و زمین...

 

 

 

 

 ایران بزرگ من !:

 

تو همچنان بزرگی ...

 

 

با درود و خوش آمد گویی به خواننده گان ارجمند و بافرهنگ.

 

به آگاهی می رساند همه سروده ها و نوشته ها وکارهای این پایگاه

 

 ازفرزندی از این آب وخاک مردپرور و آزاده به نام حسن توکلی رودسری ــ کارشناس زبان و

 

ادبیات ارزشمند پارسی ــ می باشدکه بانام سرایشگری ( شاعری ) زادمهر مهر آفرین

 

بیشتر از ۱۵ سال است که می سراید و می نویسد.

 

برداشت هر گونه ازکارهای این پایگاه ( ازسروده ها و... ) دردیگر پایگاههای اینترنتی و یا

 

درنشریه ها و...بانام سراینده و نویسنده اش ( یاد ونام نویسنده این پایگاه ) ایرادی ندارد.

 

 

 

 

 

 

درباره کارپیشین من گروهی از خواننده گان بر این بودند که نباید دربرابر این سنگ پراکنی

 

 

بیگانگان دشمن این چنین جبهه گیری نماییم و بیش ازاندازه حساسیت نشان دهیم که این

 

 

دشمنان کور بااین برخوردهای ما شاد و خشنود می گردند و براین پندار درمی غلطند که برای

 

 

خود چه و چه هستند و....درکنار این باید این گروه از حواننده گان بیش از پیش بدانند که

 

 

همانان که فیلم های 300گونه راساخته اند تاچه اندازه از بزرگی و شکوه ما به ستوه آمده اند و

 

 

دردما درجان آنان سنگینی کرده که چنین دست وپا می زنند و زبونانه _ چون کاردیگری از

 

 

دستشان بر نمی آید _ چنین دربرابرما به خاک افتاده و به شکلک درآوردنهای بچگانه روی

 

 

آورده اند.به هرروی دوستان گرامی !باید جهانیان راآگاه کرد.

 

 

باید فرزندان این سرزمین بزرگ بدانند آنچه که باید...

 

 

 

... و این کارهای ما _ و از بزرگترین و ارزنده ترینشان فیلم ارزشمند

 

 

شکوه تخت جمشید _ تو دهنی بزرگی است به آنان.

 

 

نویسنده یکی از پایگاههای اینترنتی (   سبزسکوت  ) به من پیام داده بود که

 

 

 چه به درد می خورد خلیج فارس ما همان خلیج فارس باشد یا خلیج عربی وفریاد از

 

 

بدکاریهای فیلم های 300وارانه که چه و... به آن بزرگوار ( ؟! )گفتم :

 

 

چه به درد می خورد اگر کسی به خانه ات دست درازی ( تجاوز ) نمود و جان شما و خواهرات

 

 

و زن و بچه ات را به گروگان گرفت شما فریاد بزنی ویاتماشاکنی؟ می شود کسی به شما

 

 

وناموستان ناسزا بگوید و شما بگویی : آفرین و برخورد نکنی؟ این اوج بی فرهنگی و پستی

 

 

نیست ؟ به ایشان و مانند شان گفته و می گویم : برایتان چه می شود اگر ( خدای ناکرده هرگز

 

 

نیاید و نخواهد آمد  ) دشمن تادندان آماده جنگ و بیگانه متجاوز برشما بتازد و جان وناموس و

 

 

زندگی تان را بر باددهد و شما ( ی باغیرت ) تماشاکنی و... آری همینها که درد خلیج عربی و

 

 

خشکی های میان آبی ( جزایر ) دریای همیشه پارس رادرسر دارند ( خدای ناکرده که هرگز

 

 

نخواهند توانست ) اگرروزی از ساده بودن ما چنین بهره برداری بد ( سوءاستفاده ) کنند که به

 

 

خواسته های دروغ و آرزوهای پوچ و دور ودراز خود برسند چیزی اززندگی و ناموس

 

 

 

مافروگذارنخواهند کرد وما...

 

 

 

 

...وما به باوراین ساده انگاران و خام اندیشان بنشینیم و تماشا کنیم و ناموس ما را ببرند و

 

 

دارایی و سرزمین مارابدزدند...چنانکه در هزارو اندی سال پیش ...

 

 

... و مگر ، آن دیوانه جانی  ( صدام ) نبود که در آغاز درد خوزستان دردلش سنگینی

 

 

می کرد که به این یاوه گویی ( به دروغ ) : به اینکه خوزستان همیشه دل تپنده ایران بزرگ

 

 

باید به عراق ، وابسته شود و خوزستان را بااین یاوه سراییها عربستان می خواند

 

 

وچندی که پیش رفت ،انگار، دردش خوزستان نازنین و ستمدیده مانبود که

 

 

 همه  ایران بزرگ درآزاهریمنی آن اهریمن دون مایه می جوشید. 

 

 

... این است که باید به جهانیان وفرزندان این سرزمین آزاده _ که پیش ازاینکه ازدست دشمن

 

 

بیرونی در رنج باشد ازدست چنین خام اندیشانی دردرون خود ستمدیده است _ آموزاند و

 

 

راستی ها رابازگفت.

 

 

...

 

 

برخی  براین باور بودند که به جای پرداختن به آنچه که دشمنان ما دربیرون ازمرز انجام

 

 

می دهند ، باید به خود بپردازیم و بررسی گرفتاریها و مشکلاتی که هم اینک در کشور و مردم

 

 

امروزروزگارما خودنمایی می کند.درپاسخ به این بزرگواران باید گفت : نه اینکه هرآنچه که در

 

 

جهان امروز پدید می آید از بدبختی ها وگرفتاریهای مردم دور ونزدیک روزگارامروز وریشه

 

 

همه از آزمندی مشتی زورگوی سرمدارجهانیست ، باید بازنگری شود و اینهاهمه جزبااندیشه و

 

 

احساس هنری می تواند به نمود آید؟وسراینده ( شاعر) آن است که فرزند روزگار وآیینه

 

 

جهان نمای تاریخ گذشته و امروز باشد.  

 

 

 

... وچنین است که شاهکارهای اروپا و آمریکا به نام نامی پشتیبانی ازارزشهای انسانی و

 

 

آزادی درجهان ( دموکراسی و مردمگرایی ) دردست درازی ( تجاوز ) به سرزمین های دیگر،

 

 

کشتار مردم بی گناه ،افزونی هرروز جنگ افزارهای هسته ای و پشتیبانی از سردمداران زور و

 

 

تجاوزو نه اینکه در هشت سال جنگ آن نامرد نابکار ( صدام ) همین کشورهای پشتیبان

 

 

ارزشهای انسانی بیشترین جنگ افزارهای میکروبی و شیمیایی رابه او پیشکش می کردند...

 

 

... همانانی که برای ما فیلم 300 را به نمایش درآوردند. براستی  که :

 

 

تفو بر تو ای چرخ گردون تفو.

 

 

سخن برتراند راسل _ اندیشمند بزرگ انگلیسی همروزگارما _ خود گواه آشکاریست بر

 

 

بیدادگری این جانیان کشتارگر که :

 

 

آمریکایی براین باور است که آمریکا مال آمریکایی است .چون اصول آزادی و دموکراسی

 

 

ایجاب می کند. اماآسیاوآفریقا مال آسیایی و آفریقایی نیست!آسیا و آفریقا متعلق به غرب است و

 

 

 

مردم آن حق ندارند ازآزادی و دموکراسی بهره ای ببرند!!!

 

 

 

( برگرفته از ماهنامه ریل چاپ آمریکا  )

 

 

 

... و این خود گویاترین و روشن ترین گواه پرونده

 

 

سرتاسر سیاه اروپا و آمریکا در برنامه جهانی پشتیبانی ازآشتی جهانی ( صلح )

 

 

 

 و ارزشهای والای انسانی می باشد.بیشترازاین دیگر نیازی به گفتن ونوشتن نیست.

 

 

 

... و این است که درباره آنچه که درجهان امروز ازدست درازیها ( تجاوزات ) این پیشگامان

 

 

سینه سپر آشتی جهانی و ارزشهای انسانی می گذرد و داستانی سراسر دردآلود و شرم آور

 

 

 

است ، روزگار دژخیم نام نهاده ام و درباره اش چنین سروده ام :

 

 

 

این سروده درد رابخوانید و چهره ها ( عکسهایی ) که کارنامه سیاه اروپا و آمریکادرجهان

 

 

 

امروز است ، ببینید و آنهارابافیلم 300 بسنجید :

 

 

روزگارما:

 

روزگار دژخیم...

 

 

بس که بر جهان اینسان مرگ می کند بیداد،

 

 

دانه دانه می روید درزمین من فریاد.

 

 

روزگار پس رفت آرمان انسانست .

 

 

جنگ و مرگ ، افسون روزگارشیطانست.

 

 

 

 

کوچه هایی از فریاد. خانه هایی ازآتش.

 

 

بی امان چه می بارد دانه هایی از آتش!

 

 

 

جانیان به امید مرده های بسیارند.

 

 

کرکسان تکاپوی بوی مرگ و مردارند.

 

 

دیگراززمین مهر ،زندگی نمی روید.

 

 

خاک زندگی بوی مهررا نمی جوید.

 

 

درگلو خروشی از شعرناب آزادیست .

 

 

مشت آتش و بیداد ،این جواب آزادیست.

 

 

رسم وراه آزادی پایمال بیدادست.

 

 

جنگ و مرگ ، آیین این جهان آزادست.

 

 

جنگ و دشمنی رسم بد نهاد امروزست.

 

 

مهر و دوستی یادی از کتاب دیروزست.

 

 

چشمها دریغی از روزگار دیروزند.

 

 

اشکهافرایند حال زار امروزند.

 

 

روزگار دژخیمیست .کاوه دلیری کو ؟

 

 

ــ تاکه خم کند کاخ این زمانه بد خو.

 

 

می شود شود زنده روز زایش خورشید ؟

 

 

ــ تابش فریدون و خشم آتش جمشید ؟

 

 

روزگاری از مهر و بخشش فریدون کو ؟

 

 

دست صلح ومهری درشاخه های زیتون کو ؟

 

 

گرچه از جهان مهر ، هرچه بود ، رفت از دست ،

 

 

... زندگی نمی می رد. بازهم امیدی هست.

 

 

 

 

یاد آوری :

 

درباره کار تازه ننگ آور گوگل چندی پیش در پایگاه

 

 

خود چنانکه در بخش آرشیو موضوعی می بینید ،

 

 

هم میهنان بزرگ را برای تودهنی به این دست و

 

 

پازدنهای زبونانه فراخوانده ام.

 

 

هم میهنان بزرگ و ارجمند، دراین باره به

 

 

آرشیوموضوعی این پایگاه رویکرد فرمایند ودیدگاه

 

 

(موضوع) :تودهنی به اراجیف گوگل دررویگردانی

 

 

ازنام دریای همیشه پارس ایران به... بخوانند. 

 

 

 

 

مرزبانان زبان همیشه ارزنده و جاوید پارسی !

 

 

بیایید واژه های  بیگانه ای چون خانم و آقا و پرچم را ــ که بازمانده و تفاله شوم

 

بیگانه دشمن کورند ــ از گستره همیشه سبز و بهاری زبان پارسی بزداییم.

 

واژه های خانم و آقا بازمانده تفاله شوم بیابانگردان مغول وواژه شوم پرچم :بازمانده

 

وتفاله شوم ترکان مغولی غز می باشند.

 

... بجای آنهاواژه های بسیار زیباتر و سره پارسی بانو( به جای خانم ) و واژه زیبای

 

سرور یا گرامی یا بزرگوارراجایگزین واژه شوم آقا نماییم و بجای پرچم ،

 

واژه زیبای درفش رابکارببریم.    

 

jlrphqx1mv5ypabw9339.jpg 

+ نوشته شده سراینده شعر : حسن توكلي رودسری در جمعه سی ام فروردین 1387 و |

      

بانام خداوند مهرآفرین...

 

به نام نامی مهر...

                                          

 

 

فردوسی بزرگ !:

 

درود بر تو همیشه ازآسمان و زمین... 

 

 

 

 

 ایران بزرگ من !

 

 

تو همچنان بزرگی...

 

 

 

 

با درود و خوش آمدگویی به بزرگواران بافرهنگ خواننده.

 

 

به آگاهی خوانندگان ارجمند و گرامی می رساند همه سروده ها و

 

 

نوشته ها ( مقالات ) و کارهای این پایگاه از فرزندی از این آب و

 

 

خاک مرد پرور به نام حسن تو کلی رودسری ــ کارشناس زبان و

 

 

ادبیات ارجمند و ارزنده پارسی ــ بوده که بانام سرایشگری

 

 

( شاعری ) زادمهر مهر آفرین بیشتراز ۱۵ سال است

 

 

که می سراید و می نویسد.

 

 

برداشت هرگونه از سروده ها ونوشته ها و چهره هابانام سراینده

 

 

ونویسنده اش ( ذکر منبع ازاین پایگاه )در پایگاههای دیگر

 

 

ویادرنشریه ها و... ایرادی ندارد.

 

 

 

 

فیلم ۳۰۰ از نگاهی دیگر... 

 

 

… به ما بگویید شما چه بوده اید ؟… آری  باشمایم.

 

 

 شما که فیلم 300 را ساخته اید.

 

 

مگر شما نبوده اید که جنگهای تروا داشته اید؟

 

 

مگر اسکندر نفرین شده ( گجستک ) ازشما نبوده ؟

 

 

 امپراتوری روم درتاریخ چه کرد؟

 

 

... جز دست درازی و تجاوز به جان و ناموس مردم بی پناه و

 

 

بی گناه سرزمین های دور و نزدیک ؟

 

 

 

 تبار شما ( یونانی هایی که خودراازنیای دروغی و

 

 

ساختگی هلن می دانند )

 

 

چگونه با دست درازی ( تجاوز ) سرزمین هلاسی های کهن راکه

 

 

خود ازاندیشه و فرهنگی بالا برخوردار بوده و بازده ( اثر بخش )

 

 

والاترین و بیشترین اندیشه و فرهنگ به این یونانی های روزگاران

 

 

دیگر بوده اند به ناراست و ناروادردست گرفته و به نام

 

پیشرو باصطلاح اندیشه و فرهنگ نوین اروپای شما

 

 

چها که از بدی و زشتی … به خورد مردم دیگر ندادند.

 

 

...و چه شد که هلاسی های کهن یونان ازتاریخ رفتند

 

 

 و یونانیان نوین ( هلنی ها )

 

 

سردمدارباصطلاح اندیشه و فرهنگ نوین شدند؟؟؟؟ …

 

 

 تفو بر تو ای چرخ گردون تفو…

 

 

مگر ارسطاطالیس ( ارسطوی اسلامی ) استاد اسکندر گجستک نبود ؟

 

 

مگر ازآموزشهای ارطاطالیس :

 

 

چنین نبود ( که همه می دانند ) به اینکه بردگان برده آفریده شده اند

 

 

… و مگر اسکندر که

 

 

جهانی را درآتش خودخواهی ها و دست درازیهای خود سوزاند

 

 

درسایه آموزشهای ارسطاطالیس

 

 

که درتاریخ اندیشه و فرهنگ به باصطلاح دانای یونان نامبردار است

 

 

پرورش نیافت ؟مگر نه این است که پلاتون ( همان افلاطون اسلامی )

 

 

همه جهان را گمانی بیشتر از یک ایده و سایه

 

 

نمی پنداشت به اینکه همه چیز بیش از اینکه  نمودی ازیک پدیدار

 

 

باشد جز مشتی از یک نمودار و نمایش اندیشه وگمان ( خیال ) نیست

 

 

و براین گمان و ادعای بیجا و پوچ باهر گونه کارآفرینی هنری در

 

 

جنگ و ستیز بود و سرایندگان ( شاعران ) را چون استاد خود

 

 

( سقراط )مشتی دیوانه می خواند و برادبیات و هنر می تاخت و… و

 

 

این است اوج ارزش دانش و هنر واندیشه بلند درتاریخ سرتاسر

 

 

تاریکتان .آنگاه فیلم سرتاسر دروغ و ننگین وپوچ 300 راکه

 

 

بیشتر به درد خودتان می خورد به رخ ما می کشید…

 

 

تفو بر تو ای چرخ گردون تفو…

 

 

...و امپراتوری روم پس از یونان درتاریخ چه کرد ؟؟؟؟؟؟

 

 

 

 گروهها یی که به نام سلت ( کلت )پیش از

 

 

رومیان درتپه های هفتگانه ( یاهمان آبادیهای هفتگانه )

 

 

برای خود زندگی داشتند و درآرامش و

 

 

آسایش و آشتی درکنارهم می زیستند و ازاندیشه و فرهنگ بالایی

 

 

بر خوردار بودند به ناگاه در دست درازی ( تجاوز )گروههای از

 

 

یونانی های بازمانده از یونان کهن همه هستی خود راازدست

 

 

دادندو…مشتی که همچنانکه در کارپیشین (پست پیشین ) این پایگاه

 

 

( اندیشه بلند و فرهنگ سرافراز ایرانی …) گفته ام وهمه می دانند

 

 

خودرا گرگ پرورده می دانستندبه ناگاه سردمدار

 

 

اندیشه و فرهنگ تازه شدند…زهی شگفتی …

 

 

تفو برتوای چرخ گردون تفو…

 

 

واین امپراتوری روم درتاریخ چهاکه نکرد…

 

 

ازسرداران خشن و ستمگر که

 

 

 

 همه به ستمگری و آدمکشی و نابکاری درتاریخ زبانزدند…

 

 

 ازنمونه های آشکار آن نرون که درتاریخ چهره هربدکار و

 

 

خونریزی را به او مانند می کنند … درکنارش سرداران خشن و

 

 

 

خونریزو متجاوزی چون سزاریوس ( ژولیوس سزار ) و پمپُوس و

 

 

اوکتاویانوس ( اوکتاو ) و آنتونیوس و کراسوس و…

 

 

نامبردارند که روم را باتجاوز به سرزمینهای دور و نزدیک

 

 

 به اوج بردند…

 

 

… و درسده های میانی (قرون  وسطا )

 

 

که نیازی به بازگویه تاریخش نیست به اینکه به نام

 

 

خداوند ستمدیده ( و مظلوم ) و بانام پیام آسمانی ( کتاب مقدس

 

 

انجیل ) هزاران اندیشمند بی گناه رادرآتش خودخواهی های خود

 

 

زنده زنده  خوراک آتش می ساختید. ازنمونه های روشن آن

 

 

فیلسوف روشن بین ایتالیایی جیوردانوبرونووبانوی  جنگجوی

 

 

آزادیخواه و دلیر ژاندارک درخور یادآوری اند…

 

 

… و در اروپای نوین پس از دگرگونی و زنده کرد دانش و اندیشه 

 

   

 به گونه ای نو ( رنسانس ) باهمین اندیشه چهاازبدی و بدبختی که

 

 

برسرمردم بی گناه و بی پناه دور ونزدیک نیاوردید…نه اینکه در

 

 

همین روزگاران شما درگیر جنگهای سی ساله و صدساله با همنژادان

 

 

خود بوده اید ...؟؟؟؟و برادرکشی و آدمکشی نزدشما شیوه ای ستوده

 

 

بود.گروههای همنژادشما چون لمباردها و دانمارکی ها و بلغارها ...

 

 

در تاریخ اروپای میانی و نوین به جنگ وکشتار زبانزدند... و چگونه

 

 

ویلیام پیروز ( فاتح ) بریتانیارا  اشغال کرد وبریتانیای باصطلاح کبیر

 

 

( انگلستان امروزی )  راپدید آورد ... ناپلئون و بیسمارک و آلفرد

 

 

و... و...

 

درروزگارنوین :هیتلر و موسولینی و...

 

 

ازنام آوران سرافراز !!!! اروپا درجنگ وکشتار و دست

 

 

درازی ( تجاوز ) به سرزمین های دور و نزدیک جهانند ...

 

 

وچگونه آمریکا به دست شماافتاد ...

 

 

جز بادست درازی و تجاوز و کشتار ...شما که خداوندا ن

 

حقوق بشردر تاریخید...درتاریخ می خوانیم که کریستف کلمب آنگاه

 

 

که برای باردوم به کناره های دریای کارائیب لنگرانداخت سرخپوستان

 

 

و بومیان آنجاکه از برخورد سرتاسر خشن نخست

 

آنان به ستوه آمده و دل پرخونی ازآنان داشتندچون توان و یارای

 

 

جنگ نداشتند سرانجام سگان ولگردرا به پیشواز کریستف کلمب و

 

 

همراهان جانی اوروانه کردندو...

 

 

چنین است تاریخ سرتاسر ننگین و تجاوز و بدنامِ تان...

 

 

آنگاه فیلم 300رابه رخ ما می کشید و

 

 

داستان خشایارشاه و...

 

 

 گویاتاریخ رانخوانده ویا درآگاهی ازآن مانند بسیاری دیگر

 

 

ازهم اندیشان خود درایران و بیرون ازایران چیزی نمی دانیدکه ریشه

 

 

حمله خشایارشاه به یونان به درستی چه بود؟

 

 

پیش ازآنکه خشایارشاه به یونان لشکرکشی کند یونانیان بارها به

 

 

مرزهای ایران بزرگ دست درازی می کردند و خشایارشاه بدینگونه

 

 

توانست تودهنی خوبی به آنان زده به گونه ای که دیگر هوای دست

 

 

درازی به این آب و خاک ازسرشان بیرون زند و از نیروو توان

 

 

بالای ایرانی دراندیشه و ترس باشند...

 

 

 

کارآینده این پایگاه را ببینید

 

که گوشه هایی از شاهکارهای ( البته ننگین ) اروپا و آمریکا

 

در راه فرهنگ و اندیشه و آشتی جهانی ( صلح ) می باشد...

 

 

... همانان که فیلم ۳۰۰رابه خورد ما دادند...

 

 

 

... واین است که من سروده ام :

 

وقتی که زمان نور می کرد طلب ،

 

می خواند جهان سرود لالایی شب ،

 

ـــ این من بودم که بر جهان تابیدم.

 

وحشی خودتی یانکی بی اصل و نسب.

 

و :

 

من تشنه  نور ، زاده خورشیدم.

 

تابنده تر از طلیعه ای جاویدم.

 

وقتی که ترا سکوت تاریکی بود ،

 

ـــ این من بودم که بر جهان تابیدم.

 

 

 

خدایا چه بگویم .....؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 

  o7duf07h8k4hzxi9drsa.jpg 

 

+ نوشته شده سراینده شعر : حسن توكلي رودسری در پنجشنبه بیست و دوم فروردین 1387 و |

بانام خداوند مهرآفرین...

 

به نام نامی مهر...

  

 

  فردوسی بزرگ !:

 

 

درود بر تو همیشه ازآسمان و زمین...

 

 

ایران بزرگ من !:

 

تو همچنان بزرگی

  

 

با درود و خوش آمد گویی به خوانندگان ارجمند و بافرهنگ .

 

 

به آگاهی می رساند همه سروده ها و نوشته ها و کارهای این پایگاه

 

 

از فرزندی از این آب و خاک آزاده به نام  حسن توکلی رودسری بوده

 

 

 

که بانام سرایشگری ( شاعری ) زادمهر مهرآفرین بیشتر از ۱۵ سال

 

 

 

است که می سراید و می نویسد.

 

 

برداشت هرگونه از سروده ها و نوشته ها و چهره ها( تصاویر ) این

 

 

پایگاه دردیگر پایگاههای اینترنتی و یادر نشریه ها و... بانام سراینده

 

 

و نویسنده اش ( ذکر منبع ازاین پایگاه ) ایرادی ندارد. 

 

 

 

نوروز بزرگ ایرانی :

 

 

 

 بالاترین و سرافراز ترین فرهنگ آسمانی درتاریخ

 

... و این بی هیچ چشمداشتی به تند روی و خشک مغزی ( تعصب و

 

غرض ورزی ) به فرهنگ و اندیشه میهنی است. و براستی چرا خشک

 

مغزی و تعصب و کوربه راستی ها نگریستن؟

 

آنچه که بوده وهست و ازروزهم روشن تر است ، 

 

چراباید از چشم بینا به کنارافکنده شود؟

 

 ...ومگر می شود  خورشید را دید و  تابندگی آن را از دیده دور داشت؟...

 

...چگونه ؟...

 

اینکه درتاریخ ،بالاتر و ارزنده تر از آیین و فرهنگ بزرگ و جاودانه

 

نوروز ایرانی ، نمونه ای از گروههای نام آور اندیشه و فرهنگ انسانی

 

نبوده است ، یک پدیده بزرگ و روشن تاریخی است.ببینید هریک از

 

گروههای انسانی درجهان ، نوروزویژه ای دارند و  سالی تازه تر از

 

سال پیش. بااین همه ، هیچ یک ازآنها زیبایی و بلندی و هنر و تازه گی

 

و ارزنده گی نوروزبزرگ ایرانی راندارند.

 

عربها که هرگز بهارندارند. در سرزمین خشک عربستان که ازآن به

 

عربستان سنگی یاد می شود ( سرتاسر حجاز و مکه ) درسراسر سال

 

آفتاب به یکسان می تابد و در آنجا  دریک سال از همه بخششهای

 

خدایی تنها یکبار  باران سیل آسا یی فرو می ریزد

 

وبس. چنین است که در بیابانهای بی آب و کشت عربستان خشکی

 

( سنگی ) که در سخن خداوند بزرگ در نُبی ارجمندآسمانی

 

( قرآن کریم ) به وادٍغیرذی زرع

 

( سوره ابراهیم آیه 37 اززبان حضرت ابراهیم ) یاد شده است ،

 

جز شن وماسه وسنگ وکلوخ و خاربیابان ( وازخارهای آن : خار

 

مغیلان زبانزد است ) چیزی به چشم نمی آید. ریگزارهای سوخته ای

 

که در تاخت وتازمشتی  فرمانروایان صحرا و ریگ

 

است.این بود که تازیان عرب نه نوروزی داشتند و نه شیوه

 

ارزشمندفرهنگ  دید و بازدید و

 

این بود که پیغمبر بزرگ و گرامی اسلام  درکنار باور به خدای یگانه

 

( اندیشه توحید ) بیش ازپیش به برپا داشت آیین و فرهنگ برادری و

 

نیکی به هم و استوار ساختن شیوه ارزنده پیوندهای دوستی وبرادری

 

 ( صله رحم ) فرمان داد.اینان که از پرورش بیابانی و

 

در به دری خود جز برادرکشی و دست درازی به جان و ناموس هم

 

بیشتر فرانگرفته بودند .

 

دردیگر مردم جهان نیز آغاز سال تازه به گونه ای خشک و بیرون از

 

اندیشه بزرگ و همچنان سبز رویندگی و زایایی و تازه گی است و

 

درآنها هرگز اندیشه زندگی دیده نمی شود که به دید

 

وبازدید هم بروند و فرهنگ والای دوستی و پیوند آسمانی خویشاوندی

 

را درخود استوار سازند.

 

...ازنمونه های آشکار آن : زادروز حضرت مسیح و جشن سال نوی

 

مسیحی ( کریسمس ) در اروپا و آمریکاست که دراوج زمستان برگزار

 

می شود و درآن اندیشه و فرهنگ و شیوه والای

 

 دید و بازدید و استوار ساختن آیین ارزشمند دوستی و خویشی و

 

برادری جایی ندارد.

 

براستی که باید به ایران بزرگ و ایرانی بافرهنگ آفرین گفت.

 

برپایی شیوه ارزنده نوروزبزرگ

  

آنگاه که سبزه ها می رویند و گلهاشکفته می شوند و زندگی تازه ای

 

بهتر ازپیش آغاز می شود ،و درکنارآن شیوه بسیار ارزشمند دید و

 

بازدید ایرانی ــ که در همه جهان شناخته شده و زبانزد است ــ

 

و استوار ساختن دوستی ها بالاترین و

 

 ارزنده ترین اندیشه و فرهنگ آسمانی ایرانی درتاریخ است که

 

همچنانکه دیدیم این فرهنگ آسمانی درهیچیک از گروههای نام آور

 

تاریخ دیده نشده که ازایران بزرگ و ایرانی سرافراز به

 

 مردم دور ونزدیک جهان ، بازده ( اثربخش ) بیشترین ووالاترین

  

اندیشه و فرهنگ بوده است .

  

...به ویژه به تازیان عربی که به تازه گی بااین آیینهای بشکوه و

 

 ارزنده ایرانی آشناشده بودند.اینان نوروزرادرزبان خود نیریزگفتند.

  

... این است که ایران بزرگ :

  

سراسر درهمه تاریخ ، سبز وبهاری بوده است ...

 

... و اندیشه سبز رستن را برکویر تاریخ افشانده است.

 

 ...و چنین است که  ایران بزرگ :

 

سبز بلند تناوری است  که همچنان سرافراز و پایدار و استوار

 

 بر بلندای روزگار

 

سربلند ترین و سرفرازترین و جاودانه ترین است.

 

و استوارتر ازپیش همچنان سرفراز جاودانه خواهد بود

 

 و پایدارتر دردل تاریخ خواهد تپید...

 

 

 ... و چنین است که من سروده ام : 

 

 

ای سبز تر زراز باغ و جوانه ،ایران!

 

 

 

ای زنده تر زشور عشق و ترانه ، ایران!

 

 

 

ازریشه ای تناور می رویی وبلندی.

 

 

 

ــ آزادتر زرازسرو زمانه ،ایران !

 

 

 

ای بی کرانه تر از  اوج ، رازبلند پرواز!

 

 

 

ای دیده تو اوجی تا بی کرانه ، ایران !

 

 

 

برپایی و بلندی ای سرفراز تاریخ.

 

 

 

نامت بلند و بر پا تا جاودانه ، ایران!

 

 

 

مهر تو آتشین تر از آفتاب و آتش ــ

 

 

 

خوش می کشد بناگاه ازدل زبانه ، ایران !

 

 

 

تو بهترین سرودی ای شور سبز رستن.

 

 

 

می رویم از سرود تو عاشقانه ، ایران!

 

 

 

بال و پر تو تشنه ای تشنه تر زپروازــ

 

 

 

پر می کشد چه زیبا تا بی نشانه ،ایران !

 

 

 

سبز و سفید و سرخت والاترین نشانت.

 

 

 

هرگزندیده تاریخ اینسان نشانه ،ایران!

 

 

 

تو راز سرفرازی بهتر ز سرو نازی.

 

 

 

ای نازنین ترین در یاد زمانه ،ایران!

 

 

 

یاد تو باد و باران در سرزمین سوزان .

 

 

 

ای بر کویر امیدی از باغ و دانه ، ایران!

 

 

 

هر بار در نفسها می آیی و پس ازآن ـــ

 

 

 

یاد تو می شود باز در دل روانه ،ایران!

 

 

 

زیبا بروی ای مهر ای همچنان تناور.

 

 

 

ای سبزتر زراز باغ و جوانه ، ایران!

 

 

            

+ نوشته شده سراینده شعر : حسن توكلي رودسری در دوشنبه دوازدهم فروردین 1387 و |
>
بدون سانسور| کدهای موزیک