تبليغاتX
 پاینده ایران,مرگ بر وطن فروشان تجزیه طلب زاد مهر

  فردوسی بزرگ !:

 

درود بر تو همیشه ازآسمان و زمین...

 

ایران بزرگ من !:

 

تو همچنان بزرگی...

 

با درود و خوش آمد گویی به

 

ارجمندان و بزرگواران بافرهنگ خواننده.

 

به آگاهی می رساند : همه سروده ها و نوشته های این پایگاه از

 

فرزندی از این آب و خاک بزرگ و آزاده و مردپروربه نام

 

حسن توکلی رودسری ــ کارشناس زبان و ادبیات ارزشمند پارسی ــ

 

بوده که بانام سرایشگری ( شاعری ) زادمهر مهر آفرین

 

بیشتر از ۱۵ سال است که می سراید و می نویسد.

 

برداشت هرگونه از سروده ها و نوشته ها وچهره ها ( تصاویر )

 

وکارهای این پایگاه دردیگر پایگاههای اینترنتی و یا درنشریه هاو...

 

با نام سراینده ( شاعرش ) ( ذکرمنبع ازاین پایگاه اینترنتی )

 

 ایرادی ندارد. 

 

بهار بر همه ایران و ایرانیان بزرگ ، خجسته ...

 

بهار،سرافرازترین و والاترین فرهنگ ایرانی...

 

...آنکه می نمایاند ایران و ایرانی

 

همیشه سبز و شکوهمند و سربرافراخته است ...

 

... آنکه در هیچ جای جهان

 

 چنین اندیشه و فرهنگ و آیین والایی نبوده است.

 

... و آری ،

 

این اندیشه بزرگ می نمایاند که ایران بزرگ و ایرانی سربرافراخته و

 

سرافراز و سر بلند همیشه بهاری و سبز و تناور و سربرافراخته

 

 تااوج بی نشان است و تشنه تر از سرو سبز تناور ،

 

 سر به اوج می فرازاند...

 

... و آری ، ایران بزرگ

 

خود همیشه سبز و بهار و همه هستی اش سبز و بهارست...

 

... و چنین است که من سروده ام :

 

از ریشه تو سبزم. می رویم و بهارم.

 

ای رویشم دوباره من ریشه از تو دارم.

 

برخاک تشنه من می باری و بهاری.

 

من تشنه تو خاکی بی تاب  یک بهارم.

 

هرفصل در زمینم بویی ز رویش تست.

 

بی بوی مستت ای گل من فصل بی قرارم.

 

سرو تو همچنان سبز می روید و بهاریست.

 

درسایه بهارت هرگز خزان ندارم.

 

ای همچنان تناور ، سرو بلند تاریخ ،

 

ای بی کران تر از اوج ، سروتو سایه سارم !،

 

...تو زنده تر زتاریخ ، اوجی ّوسربلندی.

 

اوجی زسرفرازی ای تاج روزگارم.

 

سرتاسرت بهشت و جای تو آسمانیست.

 

من بهترازبهشتت جایی نشان ندارم.

 

درآرزوی آبت ای چشمه تو دریا ــ

 

جامانده غریب صحرای روزگارم.

 

ای در زمین گمنام ، چشمی امید یاری ،

 

درخاک تیره و کور ، چشمی فروغ یارم.

 

ای ازگلوی تشنه بغض هزار ساله ،

 

من ازگلوی زخمت فریاد روزگام.

 

هرچند بی نیازی ، می بخشی و بزرگی ،

 

ــ باورکن آنچه دارم ، پیش تو کم نیارم.

 

آغوش تو پناهم ای بستر امیدم.

 

من در پناهت ایران ! ترس از غمی ندارم.

 

ای تشنه تر زریشه سرو تو مست رستن .

 

... ازریشه تو سبزم .می رویم و بهارم.

 Image hosted by allyoucanupload.com

+ نوشته شده توسط سراینده شعر : حسن توكلي رودسری در پنجشنبه بیست و سوم اسفند 1386 و ساعت |

 

 

فردوسی بزرگ !:

 

 

 

درود بر تو همیشه ازآسمان و زمین...

 

 

 

 ایران بزرگ من !:

 

 

تو همچنان بزرگی ...

 

 

 

 

 

با درود و خوش آمد گویی به بزرگواران خواننده.

 

 

به آگاهی می رساند همه سروده ها و نوشته های این پایگاه از

 

 

 فرزندی از این آب و خاک آزاده و پاک نژاد

 

 

به نام حسن توکلی رودسری ــ

 

 

 کارشناس زبان و ادبیات ارزشمند و آسمانی پارسی ــ بوده

 

 

که بانام سرایشگری ( شاعری ) زادمهر مهرآفرین

 

 

 بیشتر از ۱۵ سال است که می سراید و کتاب می نویسد.

 

 

برداشت هرگونه از سروده ها و نوشته ها و چهره ها ( تصاویر ) این

 

 

پایگاه بانام سراینده ( شاعرش ) ( ذکر منبع ازاین پایگاه ) دردیگر

 

 

پایگاههای اینترنتی و یادر نشریات و... ایرادی ندارد.

 

 

 

 

... بازهم  دریای همیشه پارس ایران...

 

بهرام عظیمی

 

 

 

 

جواد علیزاده

 

 

 

 

میهن دوستان ! هم میهنان ارجمند و پاک نژاد ! فرزندان راستین ایران آزاده !

 

سرافرازان خاک سرافراز ایران بزرگ !

 

پایگاه ( سایت ) گوگل برای چندمین بار دربرنامه  google earth  دست به برگردان

 

 

نام همیشه زنده دریا( خلیج ) همیشه پارس ایران به خلیج عربی زده است.

 

 

 ( البته با پول زیر میزی ایی که از دشمنان کور به رشوه ستانده است )

 

 

میهن دوستان و هم میهنان ارجمند می توانند با خشم دلیرانه خویش  در پایگاه زیرکه ایرانیانی

 

آزاده و میهن دوست آن را پدید آورده اند ، مشت کوبنده ای به دهن این یاوه گوییها باشند.

 

 

این پایگاه :

 

 

www.petitiononline.com/sos02082

 

 

 

محمد فیض آبادی

 

 

ابوالفضل محترمی

 

... همچنین به نشانی این رایانامه ( ایمیل ) ،با خشم همیشگی خویش به دهن این

 

گزافه گوییها بکوبید :

 

press@google.com

 

علی میرایی

 

دریای همیشه پارس ایران :

 

 

خونی همیشه تپنده در دل تپنده ایران

 

 

 

 

خون تو در فروغی جاوید می درخشد.

 

 

درجام خود فروزت خورشید می درخشد.

 

 

آبت خروش خونم. خونت فروغ خورشید.

 

 

می تابی و نگاهت مست فروغ جاوید.

 

 

علی درخشی

 

 

 

 

نامت که جز به چشم ایران نمی درخشد ،

                                           

 

عشقست و جز به قلب یاران نمی درخشد.

 

 

 

 

ابوالفضل محترمی

 

آروین

 

 آب تو جز به نام ایران نمی خروشد.

 

 

خون تو در دل ما چون عشق می خروشد.

 

 

 

نام تو چون خدا دریاد همیشه ی پارس .

 

 

آبی همیشه جاری درخاک و ریشه ی پارس.

 

 

 

موج تو خون خورشید. تیری به چشم دشمن.

 

 

بر مابتاب و خوش باش ای نورچشم میهن.

 

 

Image hosted by allyoucanupload.com 

+ نوشته شده توسط سراینده شعر : حسن توكلي رودسری در دوشنبه سیزدهم اسفند 1386 و ساعت |

فردوسی بزرگ !:

 

درود بر تو همیشه...

تندیس فردوسی بزرگ در یکی از میدانهای شهر رم درایتا لیا.

 

 

ایران بزرگ من ! :

 

تو همچنان بزرگی ...

 

 

بادرود و خوش آمدگویی به بزرگواران و ارجمندان خواننده.

به آگاهی می رساند همه سروده ها و نوشته های این پایگاه از فرزندی از این آب و خاک مرد پرور به نام

حسن توکلی رودسری می باشد که بانام سرایشگری ( شاعری ) زادمهرمهرآفرین 

 ــ کارشناس زبان و ادبیات ارجمند پارسی ــ بیشتر از ۱۵ سال است

که شعرمی گوید و کتاب می نویسد.

برداشت هرگونه از سروده هاو نوشته ها و چهره ها ( تصاویر ) این پایگاه بانام شاعرش ( ذکرمنبع ازاین

پایگاه ) دردیگرپایگاههای اینترنتی و یا  درنشریه ها و... ایرادی ندارد.

 Image hosted by allyoucanupload.com

 

اندیشه بلند و فرهنگ سرافراز ایرانی :

 

... همچنان درود و مهر... 

 

اندیشه بلند ایرانی در تاریخ بر پایه مهر بوده است و چنین است که در مهر آفرینی ، زاینده

 

ارزنده ترین و تازه ترین و زایاترین فرهنگ آسمانی درجهان بوده و همواره اینچنین خویش را

 

بر مردم دور و نزدیک در تاریخ نمایانده است . هریک از گروههای انسانی که در بستر تاریخ

 

از خود نام ونشان و آوازه ای  نمود داده اند ، بر پایه اندیشه هایی بنیادین خویش را در تاریخ

 

نمایانده اند و برپایه آن فرهنگ و منش و بینش خود را پیرامون  انسان و جهان نمایانده اند.

 

یکی از پایه ای ترین و شناساترین آنها اندیشه شوم گرگ زادگی و گرگ پروردگی است.

 

بیابانگردان مغول رااندیشه ای چنین بود که خود را  ازنژاد و تبار گرگ می پنداشتند  و بر پایه

 

پنداری چنین بیابانی و وحشیگری ، راه خویش را در زندگی ، بر پایه دریدن و پاره کردن

 

همگونان ( همنوعان ) دیگر می نگریستند .چنین بود که در فرهنگ مغول ، برادر کشی ،

 

شیوه ای همیشگی بود ...

 

رومیها را نیز باور چنین بود که پرورش یافته گرگی به نام روموس بوده و شهرروم ازنام

 

اوست. این افسانه چنین است که بر پایه پنداررومیان بافرهنگ (؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!) دوبرادر

 

، روموس و رومولوس باهم همزاد ( دوقلو ) بوده اند . پس ازروزگارانی ، باهم ازدر کینه و

 

جنگ برآمدند و به تنگ چشمی ( حسادتی ) برادرانه ، سرانجام ، روموس برادر همزاد خود

 

رومولوس راکشت و ... و پس از چندی شهر روم رابنیاد نهاد و رومیها تبار خویش رابه او

 

می رسانند که نخستین بار روم را پدید آورد و...

 

این اندیشه شوم نزد تازیان اعراب به گونه پندار بیابانگردی و نخستین ( ابتدایی ) توتم ،

 

نمودداداشت.

 

چنانکه هریک از پدیدارهای حیوانی رانماد خویش برگزیده بودند ونام گروهها ( قبایل ) خود را

 

به نام یکی از جانوران درنده ووحشی بیابانی نامزد کرده بودند . چنین بود که در تاریخ عرب

 

پیش ازاسلام با گروهها ( قبایلی ) به نام بنی کلاب و بنی ... و در خور توجه بیشتر اینکه نام

 

فرزندان خودر ا هم ازنام جانوران درنده بیابانی برمی گزیدند. چون معاویه ( در فرهنگ عرب

 

معاویه به ماده سگی می گویند که برای یافتن جفت خود عوعوکند ) و یا

 

ارقم ( مار بزرگ ) و یا ثعبان ( مار بزرگ ) و ...

 

اسلام و پیامبر گرامی آن از سوی خدای مهر بخش ، باآن اندیشه انسانسازو آسمانی  خویش

 

همه این پندارهای میان تهی و بیابانی را به کناری افکند. خواندنی و شنیدنی اینکه عرب

 

دربرابر این آموزشهای آسمانی پیکربرافراشت و پیغمبرش راازشهر و خانه بیرون کرد .

 

وتاریخ چنان پیش رفت که راستی پیروز شد و چنانکه می بینیم پس از اسلام

 

 دیگر برگزیدن چنین نامها و برنامها ( القابی ) ازنزد عرب رخت بست . 

 

... در کنار این پندارهای پوچ ومیان تهی گروههای که درتاریخ از خود نام ونشان و آوازه ای

 

بیرون داده اند، ایرانی رادرتاریخ ، فرهنگ سرافرازو والایی ،

 

جز برآمده از اندیشه بلند درود ومهر

 

نبوده است . و چنین است که در تاریخ همواره سرافرازی ایران و ایرانی را می بینیم. به اینکه

 

نخستین مردمی که درجهان دستورنامه حقوق شهر نشنی و انسانی داشته اند ( منشور حقوق

 

شهروندی و بین الملل که بر سردرسازمان ملل متحد نقش بسته است ) ، به اینکه فرهنگ مهر

 

ازاین سرزمین اوج گرفت و به روم و اروپا رفت و درآنجا به نام میترائیسم ، فرهنگ انسانی و

 

شهری رومیانی شد که بدینگونه انسان شده بودند و راه مهرو مهرورزی را آئین خویش

 

ساختندآنانی که روزگارانی انسانهارا به جان جانوران درنده می انداختند و مرگ وجان دادن

 

انسانها و همگونان خود را در اوج  شادی به تماشا می نشستند ...

 

... به اینکه  روزبزرگ مهرورزی ودوستی سپندارمز

 

ازاین سرزمین پرواز گرفت و اروپاییان با شناخت آن به نام دروغین ولنتاین و آن افسانه

 

کشیش و... به خود بستند و سپس به خورد ما دادند.

 

به اینکه اندیشه بلند زایش مهر ( شب یلدا ) ازاین سرزمین اوج گرفت و مسیحیان آن

 

راباهمان اندیشه و فرهنگ بلند و آداب و رسومش به نام زادروز عیسی مسیح دانستند. به

 

اینکه بهترین روز سال ، نوروز از ماست و امام جعفر صادق ( ع ) پیشوای آسمانی و پاک و

 

راستین شیعه ، آن رادر سخن ارزشمندی ستوده است و پدیدار ارزشمندش را با پدیدار آسمانی

 

توفان نوح و... یکی دانسته است ...

 

... وبا این همه علی الطایی در نوشتار ( کتاب ) خود

 

( عرب خائن نیست . مدعی مفتریست . )چه لاف وگزافها و دروغها

 

که سر هم نکرده و چه کسانی که فریفته نشدند و...

 

وبراستی که بنگرید که بازی روزگار و بازیچه سیاست در تاریخ

 

چه بازیها که ندارد ...

 

... وبراستی که :

 

تفو برتو ای چرخ گردون تفو...

 

... ماباید تا چه اندازه خویش رابشناسیم و ... و به ارزشهای والای

 

خود پی ببریم که ... خدا می داند... 

 

... وچنین است که من سروده ام :

 

 

 

تاجاودانه آنجا که بهترین نمودست ـــ

 

 

ایران بلند و بر پا بر قلّه صعودست.

 

 

می خواند از سماعی تا بی کرانه آواز.

 

 

درگوش دشمنان هم آوایی از درودست.

 

 

درقلعه بلندش دروازه ای زمهرست.

 

 

درشهرراستی ها دروازه ورودست.

 

 

روزت همیشه نوروز ای جاودانترین راز.

 

 

در خانه تو مردن ای جاودانه زودست.

 

 

هریک زرنگهای سرخ و سفید و سبزت __

 

 

آرایشی زمهر و زیباترین نمودست.

 

 

ازتازیانه های یک مشت کور و نامرد __

 

 

برسینه تو ایران ! فرسایشی کبودست.

 

 

هرگزنمرده ایّ و بر خاک جاودانت __

 

تاعشق در گلو هست تا بی کران درودست .

 

 

 

گروهی به من خرده می گیرند که چرا باید درآغاز هریک

 

ازکارهایم در این پایگاه ، چهره ( تصویر ) فردوسی باشد و

 

پیش ازهرچیز به او درود بفرستم؟؟؟

 

این بزرگواران نمی دانند که ایران بزرگ و ایرانی سرافراز

 

هرچه ازبزرگی و سرافرازی خود داشته و دارد ، همه وهمه

 

ازبزرگواریها و تلاشهای خستگی ناپذیر آن بزرگمرد

 

( فردوسی بزرگ ) بوده وهست.

 

ایران بزرگ و ایرانی سرافراز ، شناسنامه بزرگی و سرافرازی

 

خویش را ازخداوندگارارجمند و آسمانی اندیشه و فرهنگ

 

وتاریخ ایران ، فردوسی بزرگ در شاهنامه همیشه ارزنده اش

 

ستانده است.

 

... و آنگاه این پایگاه که همه برای ایران بزرگ و ایرانی

 

سرافرازاست ، چگونه می تواند پیش درآمد کارهایش رابی نام

 

و یاد او بیاغازد ؟؟؟؟ ... چگونه ....؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 

... آن بزرگ که در تاریکترین روزگاران

 

 

 بر ایران و ایرانی تابیده ...

 

پس :

 

تا هستم و هست ،