...حافظ رااززبان و ...
خوداو بهتر بشناسیم (۱)
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
... آری بیائیم و ازاین پس آنانی راکه به
نادرست خودرادرجای بزرگان جازده وازهیاهوی
بیجای این و آن یک شبه ازخاک تااوج پرگرفتند،
بهترازپیش بشناسیم .
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
بیائیم و دیگربیش ازاین باهم بیجااین همه جنگ
نکنیم و درباره او جاروجنجال به راه نیندازیم و او
( حافظ ) رااززبان وگفتاروکارکرد و اندیشه هایش
درسروده های ناب ( !!!!) او به روشنی بشناسیم
وهمچنان بی سواد وناآگاه وشتابزده ازهیاهوی
بیجای این و آن اوراآسمانی نپنداریم .
... اینکه ازکسانی که حافظ با آنها دوستی ویژه ای
داشته ودستش باآنهادریک کاسه بوده چه کسانی
بودند ، بایددرلابلای تاریخهای درست و پی درپی
ایی که نویسندگان بی غرض آن روزگار ویانزدیک به
آن نوشته اند به خوبی جستجوکرد .
اینکه شاه شجاع که بود ؟ که حافظ دربرابرش
اینچنین سر به کرنش می نهد .
ویاابواسحاق اینجو ...
درباره ی ابواسحاق اینجو درتاریخ می خوانیم :
( ازخود نمی گویم ازتاریخ گواه می آورم )
(( ... درمدت چهارده سال سلطنت خود برشیرازو
اصفهان شوکت و شهرت بسیاریافت و درحدود
پنجاه هزار سوارترک و فارسی داشت. درشیراز
دستگاه سلطنتی مجلل تشکیل داده بود و تصمیم
داشت ایوانی نظیر ایوان مداین به نام خود بسازد و
دراین راه خرج بسیار کرد و قسم اعظم مالیات
فارس رادراین راه مصرف نمود ولی قبل از اتمام
دولت مستعجل او به پایان رسید ....
... ( ابواسحاق اینجو) شخصا
سخت کُش و مغرور
وستمگر و عیّاش بود و
حتی درسخت ترین مواقع
جنگ نیزدست ازعیّاشی برنمی داشت
چنانکه ،
درموقع محاصره ی شیراز به دست امیر مبارز ،
غالب اوقات خودرادرخواب مستی می گذرانید .
... وقتی شیخ امین الدین جهرمی که ندیم مقرب
شاه ( ابواسحاق اینجو ) بود ، روزی شاه راگفت :
بیاتابربام تماشای بهار وتفرج شکوفه زارهاکنیم که
عالم رشک برین و زمین غیرت کارگاه چین شده و
شاه رابدین بهانه بربام کوشک برآورد . شاه دید که
دریای لشکردربیرون شهر مواج است . پرسید که :
چه می شود ؟
( ... هنوز مست و منگ بوده )
وزیرگفت : که لشکرمحمد مظفراست .شاه
تبسمی کرد وگفت عجب ابله مردکیست محمد
مظفر که درچنین نوبهاری خودراوماراازعیش
وخوشدلی دورمی گرداند ...
... و نیز هنگام ورود امیرمبارزبه شیرازازآشوب
وغوغای واردین سراز
بسترخُماربرداشت وپرسیدکه
این هنگامه چیست ؟ گفتند : فریاد نقاره ی
امیرمبارزالدین است . گفت : هنوزاین مردک ستیزه
روی گرانجان نرفته است ؟؟؟؟))
... و این همه تازه یک نمونه اندک و ناچیز
ازشاهکارها(!!!)ی این
شاه درستکردار و راست اندیش ( !!!!!!) است و ...
بماند شاهکارهای دیگری ازاین ابواسحاق اینجوی
ناگرامی ... که دراینجا
جای بازگوی همه ی آنهانیست
... و آنگاه حافظ بزرگ (؟؟؟؟؟!!!!)درباره ی این
میخواره ی همیشه
مستومنگ و مافنگی
می گوید :
راستی حاتم فیروزه ی بواسحاقی ــ
خوش درخشید ولی دولت مستعجل بود
...ایرانی رابگو که باآن همه ...راه چه کسانی را
درپی گرفته است ؟؟؟؟؟؟
... خدایاچه بگویم ؟؟؟
... درباره ی شاه شجاع پس ازاین
( درپست بعد ی)به پشتوانه ی نوشته هایی
تاریخی بیشتروبهترازاین حافظ راخواهید شناخت .
زمستان ادبیاتمان
راازنوبهارکنیم

